عاشورا
نهضتی پویا و پایا
هیهات منا الذله * هیهات مناالذله * هیهات مناالذله
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم .السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین .
تاسوعا و عاشورای حسینی را به همه انسان های آزاداندیش و سبزکیش تسلیت می گویم.
اللهم اجعلنا مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین(ع)
و ثبت لنا قدم صدق عندک مع الحسین واصحاب الحسین( ع )
در کرببلا غم از زمین می جوشید خون گریه ماتم از زمین می جوشید
از زخم کبود عشق در هرم کویر هفتاد و دو زمزم از زمین می جوشید
(عزیزعلی انصاری)
درای کاروان کربلا کم کم به گوش می رسد .در سطح جامعه مذهبی ما جنب و جوشی فراوان تحت عنوان عزاداری در برزگداشت این واقعه مهم تاریخی به چشم می خورد. اما پرسشی که معمولا ذهن هر اندیشمندی را به پاسخی اقناعی فرا می خواند ، این است که اکنون در سال ۱۴۳۱ ه.ق.حدود ۱۳۷۰سال از آن رویداد غم انگیز گذشته ، اصل ماجرا چه بوده و نقل کنندگان چقدر از احساسات خود را به جای واقعیات درج کرده اند؟
«عاشورا»در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و«نهضت كربلا»،در طول چهارده قرن،با كوثرى زلال و عميق،سيراب كنندهجان ها بوده است.
هم اكنون نيز عاشورا،كانونى است كه ميليون ها دايره ريز و درشت از ارزش ها،احساس ها، عاطفهها،خردها و ارادهها بر گرد آن مىچرخد و پرگارى است كهعشق را ترسيم مىكند.
بى شك،محتواى آن حماسه عظيم و انگيزهها و اهداف و درس هايش يك«فرهنگ»غنى و ناب و الهام بخش را تشكيل مىدهد و در حوزه وسيع تشيع و دلباختگان اهل بيت،كوچك و بزرگ و عالم و عامى،همواره با«فرهنگ عاشورا» زيسته،رشد كرده و براى آن جان باختهاند،تا آنجا كه در آغاز تولد،كام نوزاد را با تربت سيد الشهدا«ع»و آب فرات بر مىدارند و هنگام خاكسپارى،تربت كربلا به همراه مرده مىگذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسين بن على«ع»عشقمىورزند و براى شهادتش اشك مىريزند و اين مهر مقدس،با شير وارد جانمىشود و با جان به در مىرود.
ضرورت كار در باره نهضت كربلا،تاكنون بسيار نوشته،سروده و تحقيق شده است وصاحبان فكر و قلم از زواياى مختلف و با ديدهاى گونهگون به اين حماسهنگريستهاند،به گونهاى كه مجموعه آثار مربوط به قيام كربلا و مسائل جنبى آن،كتابخانه عظيمى را تشكيل مىدهد،اما...همچنان زمينه و ميدان براىپژوهش و عرضههاى جديد در اين باره باز است.به قول «صائب»:
يك عمر مىتوان سخن از زلف يار گفت در بند آن مباش كه مضمون نمانده است.
...بیایید لحظاتی چند و با دلی دردمند در حال و هوای بامداد عاشورا و در سرزمین نینوا تنفس کنیم...
امام حسین (ع) صبح عاشورا پس از صف آرایی سپاه اندک خود دست به دعا برداشت :
"اللهم انت ثقتی فی کل شده .... "الی آخر...
" خدایا ! تویی معتمد و پشتیبان من در هر اندوه گلوگیری . تویی امید من در هر شدت جانکاهی . تویی ملجاء و ساز و برگ من . چه بسیار اندوه دلاویز که دل را به کاهش اندازد و راه چاره را مسدود کند و دوست را به دست خذلان فرسایش دهد و دشمن را در شماتت افزایش کند . من به درگاه تو روی آوردم و شکایت به تو کردم و راز دل جز با تو نگفتم و آن بلای متراکم را تو فرج بخشیدی و زایل ساختی . پس تویی ولی هر نعمت و خداوند هر نیکویی و منتهای هر خواست و آرزو..."
سپس امام (ع) مقابل سپاه دشمن رفت و با صدایی هر چه رساتر که بیشترشان می شنیدند فریاد کرد :
"ای مردم عراق ! گفتارم را بشنوید و در کشتن شتاب نورزید، تا شما را بر آنچه بر من واجب است، موعظه کنم و عذر خود را در آمدن به عراق باز گویم . آنگاه اگر عذر مرا پذیرفتید و سخن مرا باور کردید و از راه عدل و انصاف با من رفتار نمودید ، راه خوشبختی خود را هموار ساخته اید و شما را بر من راهی نباشد واگر هم عذر مرا نپذیرفتید و از راه عدل و انصاف منحرف شدید، کشتن من پس از این باشد که پشت و روی این کار را با دیده تامل بنگرید و از روی شتاب زدگی و بی فکری به چنین کار بزرگی دست نبرید . پشتیبان من خدایی است که قزآن را فرستاده است . خدا بندگان شایسته خویش را سرپرستی می کند . .."
"...ای مردم! مرا بشناسید و ببینید که من که هستم ! آنگاه به خود آیید و خود را ملامت کنید و نیک بیندیشید که آیا کشتن و پایمال کردن حرمت من برای شما جایز است ؟! "
حضرت سپس خود را کاملا معرفی کرد ولی پاسخی نشنید.سرانجام امام روی به یاران با وفای خود کرد وفرمود :
"مقاومت ! ای بزرگزادگان ! پس مرگ نیست مگر پلی که عبورتان می دهد از رنج و سختی به سوی بهشت های گسترده و نعمت های پایدار . پس کدام یک کراهت دارد که از زندان و عذاب (زندگی در نظام ستمگر) منتقل گردد؟ همانا پدرم از فرستاده خدا - که درود خدابراوباد - نقل کرد که دنیا زندان مومن است و بهشت کافر و مرگ ، پل آنان است به جانب بهشت هاشان و پل اینان است به سوی جهنم شان . در حدیث او گزاف و دروغ نبود و من نیز دروغ نمی گویم..."
کدام ؟ بر که بگرییم ؟!
حسین جان ! اكنون قرن هاست که ما در هر کوی و برزن دردنامه تو را می سراییم و بر مظلومیت تو می گرییم ، اما تو بر بلندای قلل رفیع عزت و حریت ایستاده ای و همه انسان های حق باور و حقیقت پرور را به آزادی و آزادگی فرامی خوانی.
حسین جان ! ای سردار سپاه سپیده ! و ای سالار به خون تپیده ! ای طلایه دار سرخ شفق ! و ای طلیعه سپید فلق !
تو زنگار انحراف اموی را با فواره خون جوانانت زدودی و شعر بلند شهادت را با گلوازه های ایثار سرودی .
تو با خون یارانت ، فراخنای افلاک را ستاره باران کردی و پهنای خاک را گلباران نمودی .
تو دریا را در وسعت تحقیر کردی و آسمان را در رفعت .
تو سپیده را در عصمت به پیکار خواندی و سپیدار را در حشمت .
تو سرو را در قامت خجل کردی و کوه را در استقامت .
تو چشمه سار را ایثار آموختی و ایثار را با ثار آمیختی .
تو حجم وسیع کلمات را در ستایش خود به تنگنا کشاندی و واژه ها را به ژرفا نشاندی .
تراوش نوش سخنانت ، شهد را شرمنده کرد و سخنوران را بنده .
جهاد آزادی بخش تو ، ستمدیدگان را شهد عزت بخشید و ستمگران را شرنگ ذلت چشانید .
تو شیفتگان شراب وصل را شهد شهادت نوشاندی و فریفتگان سراب جهل را شرنگ مرگ .
تو با نبرد شکوهمند خود مستکبران را ذلیل کردی و مستضعفان را جلیل . زندگی با ذلت را مرگ دانستی و مرگ با عزت را زندگی.
تو حیات جاودانه را در آیینه مرگ شرافتمندانه یافتی و مشتاقانه به سویش شتافتی . زندگی را پیکار در راه اندیشه نامیدی ، اندیشه ای که ریشه در کوثر رسالت داشته ، زلال وحی می نوشد و کلام رب می نیوشد .
تو قائدین را الهام بخشیدی و قاعدین را قیام . بر شهیدان سروری و بر سروران ، رهبر .
حسین جان ! این بخشی از کارنامه توست ....واما اکنون بشنو که ما چه کردیم !
ما قرن هاست که علم ولایت تو را بر دوش می کشیم و حلقه ارادت تو را بر گوش داریم . اما چه بسا برای تو و خاندان عزت و طهارت تو مایه عیب و ننگ هستیم ، نه زیب اورنگ . فرزند برومند تو امام صادق( ع) فرمود : « کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا» . برای ما مایه زینت و آبرو باشید و مایه ننگ و عار نباشید.
اما حسین جان قصه تلخ ما را دمی بشنو !
حسین جان !ما مسلمانان بیش از یک میلیارد نفر ( بیش از 20درصد) جمعیت جهان را داریم ، اما فقط 5درصد تولید ناخالص ملی دنیا را (یعنی کمتر از فرانسه ! ) داریم !
آیا این امت شایستگی ادعای پیروی از پیامبری را دارد که خود « قلیل الموونه و کثیرالمعونه » بود ؟ یعنی مصرف و هزینه اش کمتر از همه ، ولی تولید و کمکش به بشریت بیشتر از همه بود ؟!
حسین جان ! کشورهای عرب با داشتن 5درصد جمعیت جهان 60درصد واردات کشاورزی دنیا را دارند .
حسین جان ! نیای بزرگوار تو حضرت محمد(ص) تحصیل علم و دانش را بر هر مسلمان واجب شمرد ، اما من با چه رویی به تو بگویم که جمعیتی حدود ۱۰۰میلیون نفر در۲۱کشور عربی سوادخواندن ونوشتن ندارند. از هر ۳نفر عرب یک نفر ونیز حدود نیمی از زنان عرب بیسوادند!
حسین جان ! ما امت شیعه تو در ایران با داشتن یک درصد جمعیت جهان ، 10درصد نفت جهان ، 18 درصد گاز جهان و 7 درصد منابع و ذخائر زیرزمینی جهان و بهترین سرزمین و آب و خاک را داریم ، اما هنوز بیش از 80درصد هزینه های ما از محل فروش نفت تامین می شود ، نه از محل تولیدات ما !
حسین جان ! تو با آفرینش عاشورا ، فرهنگی را بنیان نهادی که هیچ انسان عاشورایی نباید خوار و ذلیل باشد ، اما چه کنیم که بیش از 60سال است که ما مسلمین به علت اتکا به احساسات _ و نه تکیه به عقلانیت _ از پس مقابله با 4-5 میلیون صهیونیست زورگو بر نمی آییم . آیا تو این ذلت را بر ما می پسندی و می بخشایی ؟ و ما را شیعه عاشورایی می دانی ؟
حسین جان ! از قصه پر غصه فلسطین و غزه چه بگویم؟
سرتاسر دشت خاوران سنگی نیست
کز خون دل و دیده بر آن رنگی نیست
قداره های غصب و قساوت ، جوانه های سبز معصومیت را قطعه قطعه می کنند !
در غزه فلسطین عقابان خون آشام صهیون ، کبوترهای سپیدبال صلح و صفا را می درند .
خشم طوفان و سموم خزان ، شکوفه های سرخ شهامت و غنچه های عطرآگین قداست را بی رحمانه به خاک می ریزند !
داس های دسیسه و دنائت ، ساقه های ترد صداقت را درو می کنند !
غرش تانک ها ، رویای لطیف کودکان را می شکند . بلور بغض در گلوی فلسطین شکسته و چشمه های عطوفت در چشم های عاطفه یخ بسته است !
از چشمان خیس آیینه خون می چکد . اسرائیل در رگ های فلسطین درد می ریزد و دریا را در کنار اشک های کودکان می آویزد !
چشمان معصومانه هر کودک فلسطینی و غزه ای ، رمز هزار آیینه می گوید و از هر آیینه هزار شاخه کینه می روید !
صهیونیسم ، تصویر زیبای حقوق بشر را در قاب فلسطین شکست و رشته های محبت و ریشه های مودت را از هم گسست ! امروز جنگ بی رحمانه علیه حقوق انسان ها در همه کشورهای تحت سلطه جور و جهل و جمود ،اعتماد به مجامع بین المللی را بر داربست تجربه مصلوب کرده است .
ای کاش سبوی همه دریاها در چشمانمان می شکست ، تا عمق فاجعه را می نگریستیم و اندکی درد را می گریستیم !
اما حسین جان ! اکنون تو بگو : آیا ما باید بر تو بگرییم ، یا تو بر ما؟! تو که عصاره عزت هستی ، یا ما که درمانده ذلت؟! آری حسین جان ! تو بگو !
کدام ؟ بر که بگرییم؟ اشک حیران است
چرا ؟بر چه بگرییم؟ عقل پرسان است
زنده یاد استاد دکتر علی شریعتی می گوید :
در عجبم از ملتی که زیر تازیانه های ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گرید که آزادانه زیست !
اما ، عزيزان من ! آيا امام حسين (ع) در قبال همه عزت مداري هاي خود و در برابر همه مصائب مسلمين از ما گريه و سوگواري مي طلبد يا عقلانت و خردمداري؟! ايشان از شيعه راستين خود ذهني نقاد و طبعي وقاد مي خواهد.
« من دلائل العالم انتقاده لحدیثه » (تحف العقول ، ص ۲۴۸)
سخنی که از قید قلم رسته و بر صدراين مقال نشسته ، گهری ناب و جرعه ای از آفتاب است که از اندیشه و بیان امام حسین (ع) تراویده و بر صفحه ای از صحیفه هستی أرمیده است . امام آزادگان ، تفکر و نقادی سخن را تا بدان پایه ارج می نهند که آن را از نشانه ها و دلایل دانایی انسان می دانند . عقل را باید به کمال رساند و آن را بر صدر استدلال نشاند . ایشان بر این باورند که :
« عقل جز با پیروی از حق به کمال نمی رسد .»
اکنون ما امتی هستیم که پیروی از ائمه اطهار (َع) را افتخار خود می دانیم و ارادت و محبت خود نسبت به ایشان را انگیزه همه کارهای خود می شماریم . آیین ها و مراسمی که ما هر ساله به انگیزه عزاداری و سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع) برگزار می کنیم ، آیا نباید ما را گامی به سوی شناخت راه و روش ایشان نزدیک کند ؟ ما در این آیین ها چقدر شعر و شعار و نوحه و مصیبت مبنی بر تشنگی این بزرگواران نقل می کنیم ، اما کمتر از بیانات و سخنان خود ایشان می گوییم . سخنرانی حضرت امام حسین(ع) در «منی» از بی نظیرترین و زیباترین و شیواترین بیانات تاریخ است . طراوت و تازگی در فرازهای شگفت انگیز سخنان ایشان جلوه گر است . اما چون نوحه های بی پایه مداحان گریه آور و سوزناک است ، بیشتر وقت مجالس عزاداری در اختیار آنان است.
خالی شدن شعارها از شعور
یکی از ویژگی های جوامع توسعه نیافته تکیه بر "تحریک احساسات " به جای "برانگیختن عقلانیت" یا
"قشری نگری" به جای "ژرف نگری" وخالی شدن شعارها از شعور ، فهم ، اندیشه ، تفکر وتدبر است . پیام محوری حماسه کربلا و انقلاب عاشورا دفاع از عزت ، شرافت ، حریت و کرامت انسان بود . اما قشری نگری و تکیه بر عواطف و احساسات از حماسه افتخارآمیز عاشورا فاجعه ای تاسف انگیز آفرید که گویی عمده دعوا سر آب و تشنگی بوده است !!
استاد مطهری این چالش تاسف آور تاریخی را "تبدیل حرکت به بنیاد " می نامد . ایشان می گوید :
"...گاهی یک جریان موج خیز و حرکت زای اجتماعی روح خود را از دست می دهد و از آن جز یک سلسله آداب و تشریفات بی اثر باقی نمی ماند . امیرالمومنین (ع) فرمود :
اسلام به دست اموی ها مانند ظرفی كه وارونه شود و محتوایش بیرون بریزد و جز خود ظرف باقی نماند، وارونه می شود و از محتوای خود خالی می شود :"یکفا الاسلام کما یکفا الاناء " و ما با شما همراهی کرده نام این پدیده اجتماعی را "تبدیل حرکت به بنیاد " می نهیم .
با ذکر یک مثال توضیح می دهم :
عزاداری سنتی امروز امام حسین علیه السلام تبدیل حرکت به بنیاد است . این عزاداری که به حق درباره اش گفته شده :"من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنه " که حتی برای تباکی (خود را شبیه گریه کن ساختن) هم ارزش فراوان قائل شده ، در اصل فلسفه اش تهییج احساسات علیه یزید ها و ابن زیادها و به سود حسین ها و حسینی ها بوده است . در شرایطی که حسین به صورت یک مکتب در یک زمان حضور دارد و سمبل راه وروش اجتماعی معین و نفی کننده راه و روش موجود معین دیگری است ، یک قطره اشک برایش ریختن واقعا نوعی سربازی است . درشرایط خشن یزیدی در حزب حسینی ها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعی از خود گذشتگی است . اینجا است که عزاداری حسین بن علی (ع) یک حرکت است یک موج است یک مبارزه اجتماعی است . اما تدریجا روح و فلسفه این دستور فراموش می شود و محتوای این ظرف بیرون می ریزد و مسئله شکل یک عادت به خود می گیرد که مردمی دور هم جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند، بدون این که نمایانگر یک جهت گیری خاص اجتماعی باشد و بدون آن که از نظر اجتماعی عمل معنی داری به شمار رود ، فقط برای کسب ثواب (که البته دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود )، مراسمی مجرد از وظایف اجتماعی و بی رابطه با حسین های زمان و بی رابطه با یزید ها و عبیدالله های زمان بپا دارند . اینجاست که حرکت تبدیل به بنیاد یعنی عادت شده و محتوای ظرف بیرون ریخته و ظزف خالی باقی مانده است . در چنین مراسمی است که اگر شخص یزید بن معاویه هم سر از گور به در آورد، حاضر است که شرکت کند ، بلکه بزرگ ترین مراسم را بپا دارد . در چنین مراسم است که نه تنها "تباکی " اثر ندارد ، اگر یک من اشک هم نثار کنیم، به جایی بر نمی خورد !!! (نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر-صص ۸۰-۷۹ )
امام حسین (ع) در منزلگاه "بیضه"در برابر لشکریان خود و سپاه "حر" یک سخنرانی تاریخی ایراد کردند. ایشان فرمودند :
"...ایهاالناس ان رسول الله (ص) قال :من رای سلطانا جائرا...
ای مردم !رسول خدا (ص) فرمود :
هرکس حاکم بیدادگری را ببیند که حرمت های خدا را حلال می شمارد وعهد و پیمان پروردگار را می شکند و از سنت رسول خدا منحرف می گردد و در میان بندگان خدا به گناه و ستم عمل می کند ، پس با عمل و گفتار خود او را باز ندارد و روش ناپسند و سرزنش آمیز او را تغییر ندهد، بر خدا لازم است که این شخص ساکت را با آن حاکم ظالم به یک جا(جهنم) ببرد .
(واتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه واعلموا ان الله شدید العقاب ). (سوره انفال.آیه ۲۵ ).
بدانید که این بیداد گران راه شیطان را در پیش گرفته اند و فرمان او را می برند و از اطاعت خدای روی گردانیده دست به تبه کاری گشوده اند ، حدود الهی را تعطیل کرده و مال خدا را به خود و یاران خود اختصاص داده اند. حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کرده اند و اکنون بیش از همه کس من وظیفه دارم (چون آگاه تر هستم) که این بدعت ها را تغییر دهم و دست ستمکاران را کوتاه نمایم .
نوشته ها و فرستادگان شما رسید که از بیعت و پایداری شما در راه حق حکایت می کرد . اکنون اگر بیعت خود را به پایان برید و از آنچه نوشته اید که دست از یاری من برندارید برنگردید، به خوشبختی و سعادت خواهید رسید .
من حسین فرزند علی و فاطمه دختر رسول خدا هستم . خود با شما در راه جانبازی همراهم و زنان و فرزندانم نیز با زنان و فرزندان شمایند وشما را شایسته است که از من پیروی کنید . واگر کوتاهی کرده و پیمان خود را برهم زدید و بیعت مرا از گردن های خود فرونهادید، به جانم قسم که از شما مردم بعید نیست ، چه این که همین کار را با پدرم علی و برادرم حسن و پسرعمویم مسلم بن عقیل کردید و فریب خورده آن کسی است که به وعده های شما مغرور گردد. ولی بدانید که بهره سعادت خود را از دست دادید و نصیب خوشبختی خود را ضایع نمودید و آن کسی که پیمان را بشکند به زیان خود اقدام کرده و به زودی خدا مرا از شما بی نیاز خواهد ساخت والسلام..."
عزيزان من ! ارادتمندان خاندان عزت و كرامت و اهل بيت عصمت و طهارت !
عاشورا نهضتی است ماندگار ُ نه در صفحه ای از صحیفه تاریخ و نه در نقطه ای در جغرافیا ، بل كه نهضتي است كه در هر زمان و زمين در رگ هاي روزگار جاري است و همه انسان هاي تحت ستم و اسير سلطه خودكامگي را به قيام فرامي خواند. اين نهضت پاياست ، چون پيوسته پوياست!
بيانم با با ابياتي از نصرالله مرداني حسن ختام مي بخشم و شما را به خدا مي سپارم.
آب،شرمنده ایثار علمدار تو شد
که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت
بود لب تشنه لب های تو صد رود فرات
رود بی تاب،کنار تو عطشناک گذشت
بر تو بستند اگر آب،سواران سراب
دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت