تبليغاتX
آوای آینه
آوای آینه

سروده های شفیعی مطهر
 
 

با جور و جمود و جهل بايد جنگيد
تا پاك شود جهان از اين هر سه پليد
یا ر یشه هر سه ر ا ببا ید خشکاند
یا سرخ به خون خویش باید غلتید
(شفیعی مطهر)
modara.blogfa@yahoo.com

 

موضوعات

غزل

قصیده

مثنوی

قطعات ادبی

رباعی

دوبیتی

شعر نو

 

پیوند ها

وقف عشق

 

مطالب اخير

براي ميثم و پريسا

بخش هايي از وصيت نامه اميرمومنان علي عليه السلام

پويش راه علي(ع) ، خداوندگار سخن در اين عصر سترون

شب شهادت مولا علي(ع) ، شب قدر و سالروز درگذشت آيت الله طالقاني

جوشش خون لاله در میدان ژاله

رمضان نور و فيضان سرور

سه دوبیتی / غم من -الماس اشک - ققنوس

بخشی از " وصیت نامه من "

مهدی(عج) پرچمدار عدالت

فرخنده زادروز امام حسین (ع)

 

آرشيو مطالب

هفته سوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم شهریور 1388

هفته اوّل شهریور 1388

هفته چهارم مرداد 1388

هفته سوم مرداد 1388

هفته اوّل مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته اوّل تیر 1388

هفته دوم خرداد 1388

هفته دوم فروردین 1388

هفته چهارم اسفند 1387

هفته سوم اسفند 1387

هفته دوم اسفند 1387

هفته سوم بهمن 1387

هفته اوّل بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387

هفته سوم دی 1387

هفته دوم دی 1387

هفته اوّل دی 1387

هفته چهارم آذر 1387

هفته سوم آذر 1387

هفته دوم آذر 1387

هفته اوّل آذر 1387

هفته چهارم آبان 1387

 
 

پیوند های روزانه

آوای آینه

سخن مطهر

نقاشی های خدا

به اندیشان

حکایات حکیمانه

ایران و جهان در آیینه آمار و ارقام

وب باران

شفيعي مطهر

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

***********

 
 

براي ميثم و پريسا

برای میثم* و پریسا**  

دیشب مراسم جشن ازدواج پسرم سید میثم بود. دلم می خواست آرزوهای قلبی یک پدر را برای فرزندانش در قالب سروده هایی به تصویر کشم . این ابیات را سرودم و در آن جشن برای مهمانان گرامی خواندم . برخی از مهمانان عزیز نسخه ای از شعر را می خواستند . به ايشان قول دادم در وب نامه مي گذارم . اكنون در راستاي اجراي قول خود سروده هاي زير را تقديم مي دارم :

ماهتاب است و شب است و ماه مهر

ماه نور افشاند از اوج سپهر

آبشار نقره گون ماهتاب

عشق می بارد چو آب و آفتاب

در شبی فرخنده و روزی سپید

انفجار عشق وصلت آفرید

در سپهر عشق مهری بر دمید  

 بر دل دلدادگان نوری رسید

عشق آمد قلب ها را نرم کرد  

 نور وصلت زندگی را گرم کرد  

غنچه عشق" پریسا" یی شکفت  

 عطر این گل را دگر نتوان نهفت

عطر این گل چون ز قید راه رست 

بر نهانگاه دل میثم نشست

در شبی خوش چون پگاه کوهسار  

 رشته پیوندشان شد استوار

دخترم !گل؟ نه ! زگل هم بهتری  

 نه " پریسا "کز پری هم برتری

خاندانی که " هنر" را" پیشه" کرد  

 بذر حق در قلب هاشان ریشه کرد

"میثم"من! با "پریسا" گرم باش  

 گر درشتی هم کند تو نرم باش

نور چشمم !همسرت را دوست دار  

 دل بگیر از هر کس و بر او سپار

همسرت چشم و چراغ خانه است  

 روشنی بخش دل و کاشانه است  

چون پریسا شمع بزم زندگی است  

 گر تو پروانه شوی ارزندگی است

 دختر خوبم ! پریسا جان من !  

 مهربانی کن تو با جانان من 

قلب میثم پاک و سبز و باصفاست  

 پر ز مهر عشق و ایمان و وفاست

با دل میثم پر از احساس باش  

 در حریم عشق پاکش یاس باش

زندگی سنگی است بر امواج آب  

 تا که درهم بشکند وهم سراب

زندگی پرواز یک پروانه است  

 سوز و ساز عاشقی جانانه است

قلبتان را پر کنید از عشق و مهر 

نور افروزید بر اوج سپهر 

                              شفیعی مطهر- تهران - مهرماه ۸۸ 

*   دكتر سيد ميثم شفيعي مطهر ، پسر دوم من در ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ متولد شد . پس از تحصيلات ۱۲ ساله ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه در هفت شهر در كنكور سراسری سال ۱۳۷۴ با رتبه خوبي در رشته پزشگي دانشگاه اصفهان قبول شد . او پس از اخذ دكترا در آزمون تخصصي دستياري در بين ۱۲۶۰۰نفر پزشك كشور رتبه اول كشور را به دست آورد . اكنون پس از فراغت از تحصيل در استان كرمان به كار اشتغال دارد.

** خانم دكتر پريسا هنرپيشه فرزند آقاي دكتر علي هنرپيشه پزشک متخصص و عضو هیئت علمی دانشگاه پزشکی کاشان در ۳۰مرداد ماه ۱۳۶۰ متولد شد . تحصیلات ابتدایی ، راهنمايي و متوسطه را در تهران و كاشان گذراند . در سال ۱۳۷۹ در آزمون سراسري شركت كرد و با رتبه خوبي در دانشگاه علوم پزشكي كاشان قبول شد . وي در سال ۱۳۸۶ پس از فراغت از تحصيل و ازدواج هم اكنون زندگي تازه اي را در كنار شريك زندگي خويش آغاز مي كند.

سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 |

 

بخش هايي از وصيت نامه اميرمومنان علي عليه السلام

بخش هايي از وصيت‌نامه حضرت علي(ع) -قسمت دوم

 

چاپ
دیروز بخش هایی از وصیت نامه تحول آفرین امیرالمومنین علی علیه السلام را تقدیم کردم . امروز بخش های دیگری از آن را با هم بخوانیم:


اوصيکما بتقوي الله و ان لا تبغيا الدنيا و ان بغتکما و لا تاسفا علي شي‏ء منها زوي عنکما و قولا بالحق و اعملا للاجر و کونا للظالم خصما وللمظلوم عونا.

شما را به تقوي وترس از خدا سفارش مي‏کنم واين که در پي دنيا نباشيد، گرچه دنيا به سراغ شما آيد وبر آنچه از دنيا از دست مي‏دهيد، تاسف مخوريد. سخن حق را بگوييد وبراي اجر وپاداش (الهي) کار کنيد ودشمن ظالم وياور مظلوم باشيد.

اوصيکما وجميع ولدي واهلي و من بلغه کتابي بتقوي الله و نظم امرکم وصلاح‏ذات بينکم، فاني سمعت جدکمصلي الله عليه و آله و سلم يقول:«صلاح ذات البين افضل من عامة الصلاة والصيام‏».

من، شما وتمام فرزندان وخاندانم وکساني را که اين وصيتنامه‏ام به آنان مي‏رسد به تقوي وترس از خداوند ونظم امور خود واصلاح ذات البين سفارش مي‏کنم، زيرا که من ازجد شما صلي الله عليه و آله و سلم شنيدم که مي‏فرمود:

اصلاح ميان مردم از يک سال نماز وروزه برتر است.

الله الله في الايتام فلا تغبوا افواههم ولا يضيعوا بحضرتکم. 

والله الله في جيرانکم فانهم وصية نبيکم.ما زال يوصي بهم حتي ظننا انه سيورثهم.

خدا را خدا را در مورد يتيمان; نکند که گاهي سير وگاهي گرسنه بمانند; نکند که در حضور شما، در اثر عدم رسيدگي از بين بروند.
خدا را خدا را که در مورد همسايگان خود خوش رفتاري کنيد، چرا که آنان مورد توصيه وسفارش پيامبر شما هستند. وي همواره نسبت‏به همسايگان سفارش مي‏فرمود تا آنجا که ما گمان برديم به زودي سهميه‏اي از ارث برايشان قرار خواهد داد.

والله الله في القرآن لا يسبقکم بالعمل به غيرکم.

و الله الله في الصلاة فانها عمود دينکم.

و الله الله في بيت ربکم لا تخلوه ما بقيتم فانه ان ترک لم تناظروا.

خدا را خدا را در توجه به قرآن; نکند که ديگران در عمل به آن از شما پيشي گيرند. خدا را خدا را در مورد نماز، که ستون دين شماست.

 خدا را خدا را در مورد خانه پروردگارتان; تا آن هنگام که زنده هستيد آن را خالي نگذاريد، که اگر خالي گذارده شود ،مهلت داده نمي‏شويد وبلاي الهي شما را فرا مي‏گيرد.

والله الله في الجهاد باموالکم وانفسکم و السنتکم في سبيل الله. 

وعليکم بالتواصل والتباذل واياکم والتدابر و التقاطع. 

لا تترکوا الامر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم شرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم.

خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجان ها وزبانهاي خويش در راه خدا. 

وبر شما لازم است که پيوندهاي دوستي ومحبت را محکم کنيد وبذل وبخشش را فراموش نکنيد واز پشت کردن به هم وقطع رابطه برحذر باشيد. 

امر به معروف ونهي از منکر را ترک مکنيد که اشرار بر شما مسلط مي‏شوند وسپس هرچه دعا کنيد مستجاب نمي‏گردد.

سپس فرمود:

اي نوادگان عبد المطلب، نکند که شما بعد از شهادت من دست‏خود را از آستين بيرون آوريد ودر خون مسلمانان فرو بريد وبگوييد اميرمؤمنان کشته شد واين بهانه‏اي براي خونريزي شود.
...الا لا تقتلن بي الا قاتلي. انظروا اذا انا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة، و لا تمثلوا بالرجل، فاني سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم يقول:

«اياکم و المثلة و لو بالکلب العقور».

آگاه باشيد که به قصاص خون من تنها قاتلم را بايد بکشيد. بنگريد که هرگاه من از اين ضربت جهان را بدرود گفتم ، او را تنها يک ضربت‏بزنيد، تا ضربتي در برابر ضربتي باشد. وزنهار که او را مثله نکنيد(گوش وبيني واعضاي او را نبريد)، که من از رسول خدا شنيدم که مي‏فرمود: 

«از مثله کردن بپرهيزيد، گرچه نسبت‏به سگ گزنده باشد».

منبع:بازیاب

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 |

 

پويش راه علي(ع) ، خداوندگار سخن در اين عصر سترون

                 به نام خدای غیاث المستغیثین

اکنون دیگر علی(ع) در میان ما نیست. اما میراث گرانبهای او ، شيوه زندگي ، حكومت و رهنمودهاي او براي رهروان او در برابر ما گشوده است. اگر علي نيست ، راه علي باز است .  

ضمن عرض تسلیت به مناسبت این ايام و لیالی جانسوز و جگرافروز ، آخرين سفارش هاي تحول آفرين و بنيادين آن پيشواي راستين به همه انسان هاي حق جو و حقيقت پوي تاريخ تقديم مي شود .

 اين شما و اين گزيده اي از عصاره رهنمودهاي او در واپسين لحظات عمر پر بركت او ، وصاياي آن حضرت به شما و من !التماس دعا !

وصيت‎نامه حضرت علي عليه‎السلام

در آخرين لحظات عمر

ضريح مطهر حضرت علي عليه السلام

از وصاياى حضرت علي عليه‎السلام در واپسين دم حيات مى‎توان به وصيت گهربار ذيل اشاره نمود.

بسم الله الرحمن الرحيم 

اين آن چيزى است كه على پسر ابوطالب وصيت مى‎كند: به وحدانيت و يگانگى خدا گواهى مى‎دهد و اقرار مى‎كند كه محمد بنده و پيغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دين خود را بر ديگر اديان پيروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حيات و زندگانى من از آن خداست. شريكى براى او نيست، من به اين امر شده‎ام و از تسليم شدگان اويم .

فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بيتم و هر كس را كه اين نوشته من به او رسد ، به امور ذيل توصيه و سفارش مى‎كنم :

1- تقواي الهى را هرگز از ياد نبريد، كوشش كنيد تا دم مرگ بر دين خدا باقى بمانيد.

2- همه با هم به ريسمان خدا چنگ بزنيد، و بر مبناى ايمان و خداشناسى متفق و متحد باشيد و از تفرقه بپرهيزيد، پيغمبر فرمود: اصلاح ميان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چيزى كه دين را محو مى‎كند، فساد و اختلاف است .

3- ارحام و خويشاوندان را از ياد نبريد، صله رحم كنيد كه صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان مى‎كند.

4- خدا را! خدا را!  درباره يتيمان، مبادا گرسنه و بى سرپرست بمانند.

5- خدا را! خدا را! درباره همسايگان، پيغمبر آن قدر سفارش همسايگان را فرمود كه ما گمان كرديم مى‎خواهند آن ها را در ارث شريك كند.

6- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا ديگران در عمل كردن، بر شما پيشى گيرند.

7- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پايه دين شماست .

8- خدا را! خدا را! درباره كعبه، خانه خدا، مبادا حج تعطيل شود كه اگر حج متروك بماند، مهلت داده نخواهد شد و ديگران شما را طعمه خود خواهند كرد.

9- خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در اين راه مضايقه نكنيد.

10- خدا را! خدا را! درباره زكات؛ زكات آتش خشم الهى را خاموش مى‎كند.

11- خدا را! خدا را! درباره ذريه پيغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گيرند.

12- خدا را! خدا را! درباره صحابه و ياران پيغمبر، رسول خدا (صلى الله عليه و آله) درباره آن ها سفارش كرده است .

13- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهيدستان، آن ها را در زندگى شريك خود سازيد.

14- خدا را! خدا را! درباه بردگان، كه آخرين سفارش پيغمبر درباره اين ها بود.

15- در انجام كارى كه رضاى خدا در آن است بكوشيد و به سخن مردم (در صورتي كه مخالف آن هستند) ترتيب اثر ندهيد.

16- با مردم به خوشى و نيكى رفتار كنيد ، چنان كه قرآن دستور داده است .

17- امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد؛ نتيجه ترك آن اين است كه بدان و ناپاكان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند كرد، آنگاه هر چه نيكان شما دعا كنند، دعاى آن ها برآورده نخواهد شد.

18- بر شما باد كه بر روابط دوستانه ما بين خويش بيفزاييد، به يكديگر نيكى كنيد، از كناره‎گيرى و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهيزيد.

19- كارهاى خير را به مدد يكديگر و به اتفاق هم انجام دهيد، از همكارى در مورد گناهان و چيزهايى كه موجب كدورت و دشمنى مى‎شود، بپرهيزيد.

20- از خدا بترسيد كه جزا و كيفر خدا شديد است .

خداوند همه شما را در كنف حمايت خود محفوظ بدارد و به امت پيغمبر توفيق دهد كه احترام شما (اهل بيت) و احترام پيغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا مى‎سپارم . سلام و دورد حق بر همه شما ... .(1)  

از علامه اميني پرسيدم: آخرين ذكرى كه على عليه‎السلام بر زبان مبارك جارى فرمود چه بود؟

مى‎فرمايد: بعضى مى‎گويند پس از وصيتى كه ذكر آن رفت امام علي عليه‎السلام لحظه‎اى بيهوش شد و چون به هوش آمد، ديگر سخنى جز " لا اله الا الله " از حضرت شنيده نشد تا جان به جان آفرين تسليم فرمود.

 بعضى ديگر گفته‎اند:(2) آخرين فرمايش ايشان اين آيه شريفه بود: 

و من يعمل مثقال ذره خيراً يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره.(3)

البته گروهى ديگر ذكر كرده‎اند(4) كه حضرت ابتدا به فرشتگان خدا سلام داد، سپس اين آيات را زمزمه فرمود كه: 

 المثل هذا لليعمل العاملون،(5) يعنى براى چنين لحظاتى بايد عمل كرده و بكوشند. 

 و ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون (6) يعنى خدا با مردمى است كه عمر خود را به تقوا و پرهيزكارى گذراندند و مردمى كه همواره كار نيك مى‎كنند. 

آنگاه در واپسين دم حيات فرمود: 

 اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله .

 

پي‎نوشت‎ها:

1- مقاتل الطالبين، صص 44 – 28، ابن اثير، ج 3، صص 197 – 194، مروج الذهب، ج 2، صص ‍ 44 –40 .

2- انساب الاشراف، ص 499.

3- زلزال /8 – 7 .

4- بعثت، غدير، عاشورا/ مهدى، محمدرضا حكيمى، ص 84 .

5- صافات / 60 .

6- نحل/ 129 .

 

برگرفته از کتاب شبى در پايتخت بهشت، بيژن شهرامى .

گروه دين و انديشه تبيان، هدهدي .

 

شنبه بیست و یکم شهریور 1388 |

 

شب شهادت مولا علي(ع) ، شب قدر و سالروز درگذشت آيت الله طالقاني

           علی جان !

 

امروز بیستم ماه مبارک رمضان و شب قدر و شب شهادت مولا علی علیه السلام است. ضمن عرض تسلیت و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ، از همه شما التماس دعا دارم.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

 آیت الله طالقانی(ره) روحانی راستین اسلام

امروز ۱۹ شهریور ماه و  سال روز درگذشت نابهنگام آیت الله سید محمود طالقانی است . او که در سال ۱۲۸۵ به دنیا آمده بود در ۱۹ شهریور سال ۱۳۵۸ در حالی که همه از بند رسته های دوران حاکمیت استبداد دل به اندیشه های راهگشای او بسته بودند ، به طور ناگهانی و نا باورانه خبر پر کشیدن این پرستوی مهاجر را شنیدند . پدر ایشان نیز یک روحانی بود،  ولی از ساعت سازی ارتزاق می کرد .

     برای آشنایی بیشتر با اندیشه های مترقیانه این اندیشمند مسلمان و مفسر قرآن ضمن بزرگداشت نام و یاد ایشان برگزیده ای از سخنانشان را در موقعیت های مختلف به بررسی می نشینیم :

    " فرزندان من ! نمی خواهم مبارزه گروه های مختلف را نادیده بگیرم . شما فرزندان من هستید . من دلم برای شما می تپد . در زندان از هر گروه که می شنیدم جلوی تیر گذاشته اند، مثل این که به قلب من تیر می زدند ." 

(از آزادی تا شهادت- ص۶۵)

     شما می توانید یک خانواده سالم تشکیل بدهید . این کار استبداد و استعمار است که همه با نظر وحشت و بدبینی به هم نگاه می کنند . ما یک خانواده هستیم و باید با هم بسازیم . اختلافات در حد یک خانواده باشد  نه بیشتر . "  (همان- ص۱۰۰)

         " اگر این محیط آزادی را قدردانی نکنیم و آن را محیط عقده گشایی و عناد و به هم ریختگی و موضع گیری قرار بدهیم ، نتیجه اش پیدایش مستبدین است . " (همان -ص۲۷۱)

      " این آن را تکفیر می کند . این به آن می گوید:"مرتجع" و آن به این می گوید: "انحرافی!"....باید از همان قدم اول پرچم رحمت را بلند کنیم. " (همان - ص۲۱۷)

     " هیچ حزب و جمعیتی هم حق ندارد برای خودش سهم بزرگ تری در نظر بگیرد و  این جهت حکومت را در انحصار خود بگیرد ." (همان- ص۶۷)

     "مکتب پرستی یک نوع بت پرستی است." (همان- ۳۲)

    " این ملت دنبال مکتب نیست ، دنبال آزادی است . " (همام- ص۴۵)

    " اگر این ایده ئولوژی بت شد ، خودش مخرب است ." (همان- ص۵۶)

    "روشنفکران ما دچار شرک مترقی هستند." (سروش -۲۱)

    " مسائل اجتماعی و مسائل انسانی با فرمول حل نمی شود . دانشگاهی های ما و طلبه های ما همه اش دچار فرمول اند ."   (از آزادی تا شهادت- ص۱۸۰)

     آیت الله طالقانی آرزو داشت روحانیان روزی مسئولیت های اجرایی را ترک گویند( به جز موارد استثنایی) و به مساجد برگردند و بر کارها نظارت نمایند.

(همان- صص ۴۳۹- ۴۶۹)

   ایشان در سال ۱۳۳۴نوشت : "

      " هر مسئله و طرح و مرام اجتماعی که خودسران را محدود نماید  و جلوی اراده آنان را بگیرد ، قدمی به هدف پیامبران و اسلام نزدیک تر است . ولی مقصود نهایی نیست . مشروطیت و دموکراسی و سوسیالیسم همه این ها به معنای درست و حقیقی خود گام هایی پی در پی است که ما را به نظر نهایی نزدیک می نماید."           ( مقدمه " تنبیه الامه و تنزیه المله" -ص۱۰) 

       و در سال ۱۳۵۸ نوشت :

     "  هر انقلاب علیه ظلم  علیه استبداد و علیه استعمار در هر کجای دنیا که باشد، از نظر ما یک انقلاب اسلامی است . چرا که روح اسلام در جهت رفع ظلم از همه انسان ها و مظلومین است." (از آزادی تا شهادت- ص۲۶۳)

       " اگر مخالفین نیامدند از آن ها دعوت کنید تا مجلس قانون اساسی یک بعدی نباشد . " (سروش-۲۱)

       " حکومت اسلامی بر مبنای آزادی و دموکراسی است و کمونیست ها هم در گفتن مسائلشان و هم در تشکیلاتشان آزاد هستند ." (از آزادی تا شهادت- ص۶۴)

      " شما جوانان هر مسلکی که دارید فطرتتان پاک است . ایرانی اصیل هستید . همه این ها را من می دانم . بهتر از خودت می دانم . سال ها با تو بوده ام . ای جوان مذهبی ! کمونیست! می دانم دردت چیست." ( همان -  ص ۴۵)

     او حتی کمونیسم را مولود استبداد سیاسی و اجتماعی و دینی می دانست .    (سخنرانی فیضیه -سروش-۲۱)

       " قرآن و مراجع دینی می خواهند شخصیت زنان حفظ شود . مسئله این است . هیچ اجباری در کار نیست. مسئله محدود کردن زن ها نیست . مسئله چادر نیست . حالا این که روسری سر کنند یا نکنند . باز هم هیچ کس اجباری در این کار نکرده است . اجباری حتی برای زن های مسلمان نیست . چه اجباری؟! وقتی نسبت به آن ها این طور نیست برای اقلیت های مذهبی مسیحی  زردشتی و یهودی ( که البته خود مقید به حجاب روی همان سنن ایرانی که از قبل بوده هستند) برای آن ها اجباری نیست ." (از آزادی تا شهادت-صص۱۰۹ -۱۱۲) 

       " در مکتب های شرق و غرب اقتصاد حاکم برآزدی است ، ولی در اسلام آزادی حاکم بر اقتصاد است ." (همان-ص۴۶۴)

     " ما هیچ وقت در اسلام نمی توانیم تحمل کنیم که استبداد جایش را به یک حزب و یا استبداد دیگری بدهد. " ( همان-ص۷۸)

     آیت الله طالقانی  بر این باور پای می فشرد که :

      " هیچ کس نباید چنین ادعایی کند که آنچه می گوید و می اندیشد مطابق واقع است ."

      " شماها که حرف های مرا گوش می کنید، نباید تعبدا قبول کنید . شما مسئولید و باید بگویید اینجا اشتباه کردی ."

       دکتر علی گلزاده غفوری معتقد بود : 

 " آرزوی کامل طالقانی این بود که یک اسلام بی متولی نشان دهد ."(سروش-۲۱)

      طالقانی می گفت: " اسلام با تنگ نظری درست در نمی آید." (سروش-۲۱۹ )

      "  سینه مستبد با اراده خدا تضاد دارد ." ( از آزادی تا شهادت-ص۲۴۶)

       طالقانی در واپسین خطبه نماز جمعه تهران گفت :

        "...خودخواهی و خودرایی را کنار بگذاریم . گروه خواهی  فرصت طلبی و تحمیل عقیده یا خدای نخواسته استبداد زیر پرده دین را کنار بگذاریم و بیاییم با مردم  با درد مندها  رنج کشیده ها و با محروم ها هم صدا شویم . " (همان-ص۳۱۹)

در صورت تمايل در اين لينك به وبلاگ حكايات حكيمانه نمره دهيد:

 http://weblogebartar.mihanblog.com/

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 |

 

جوشش خون لاله در میدان ژاله

                  جوشش خون لاله در میدان ژاله

اینجا میدان ژاله است ، ميدان يورش رجاله ها بر لبخند لاله ها.

اينجا ميدان رويارويي رگبار تير است بر گل نغمه هاي تكبير.                                        

اينجا نمايشگاه عظيم شرافت بشر است در برابر شرارت شر .

اينجا محل انتشار عطر توحيد است از لب هاي شكوفه هاي شهيد .

اينجا فرودگاه تندرهاي شور و نشور است از بلنداي مناره هاي نور .

اينجا ميدان مصاف دنائت است با مناعت و عرصه تاخت و تاز عصاره عداوت و قساوت است بر اسوه هاي استقامت و سخاوت .

اينجا صداي شكستن بلور بغض ها فضا را انباشته و پرچم هاي خشم و خروش بر فراز گلدسته هاي قيام برافراشته است.

در اينجا هديه سرخ گلوله هاي سرب شاهي براي قلب هاي عاشقان الهي ، لحظه ها را خونين و ثانيه ها را عطرآگين كرده است .

در اينجا گل قرب الهي با نسيم سرب شاهي شكفته مي شود و غنچه قرابت با شميم شهادت .

در اينجا سينه سرخان عاشق در زلال خون شقايق پر مي شويند و خون چكان تا خلوتگاه خورشيد پر مي كشند .

در اينجا سنگيني بار فاجعه ، پشت واژه ها را مي شكند و حجم وسيع مصيبت ، گستره گسترده كلمات را مي آگند.

در اينجا آن قدر بذرهاي جمال در دل خاك نهفت كه نمي دانم فردا - در بهار آزادي - چقدر گل هاي كمال بر فراز خاك خواهد شكفت ؟!

چه طراوت ها كه به غارت رفت ! و چه لطافت ها كه گرفتار شقاوت شد!! 

   در يوم الله هفده شهريور ۵۷ فرياد " استقلال ، آزادي ، جمهوري اسلامي " با خون شهيدان رنگين شد و با شميم عشق ، عطرآگين.

در هفدهم شهريور ۱۳۵۷ تظاهرات ميليوني آزادي خواهان مسلمان در ميدان ژاله (شهدا) به وسيله مزدوران گارد شاهي به خون كشيده شد و عده بسياري از هم ميهنان ما به شهادت رسيدند . گرچه سيماي اين جمعه را سياهي ستم شاه سياه كرد - جمعه سياه - ولي روي ديگر اين سكه ، سرخي خون شهيدان بود كه اين روز را به نام " جمعه خونين " در تاريخ ثبت كرد . 

ضمن گرامي داشت ياد سرخ شهيدان به خون خفته هفده شهريور ، موفقيت و پيروزي همه رهروان راه سبز شهيدان و رسانيدن كلام و ابلاغ پيام اين عزيزان را از درگاه خداوند متعال و معبود لايزال مسئلت دارم .

سه شنبه هفدهم شهریور 1388 |

 

رمضان نور و فيضان سرور

 

 

 

        

              رمضان نور و فیضان سرور

یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون

                                                                         (بقره ، ۱۸۳)

اي اهل ايمان ! روزه بر شما واجب شده همان گونه كه بر پيشينيان شما واجب شد ، شايد تقوي پيدا كنيد .

چه دلنشين است شكفتن گل تكبير بر فراز شاخساران مناره هاي منير !

چه دلنواز است دسته گل هاي اذان از فراز گلدسته هاي ايمان !

چه روح بخش است عطر روحاني نسيم نجواگر پيچيده در كوچه باغ هاي سحر !

چه سكرآفرين است هواي عطرآگين پنجره هايي كه در سحرگاهان به بوستان صفا و صداقت گشوده مي شود !

چه سعادت آفرين است افروختن چراغ تقوي در دل و طرد غير خدا از اين منزل !

چه مشكبيز است نفس مشكبوي روزه داران و چه عنبر آميز است گل روي ايشان!

چه رمزآميز است راز روزها و روزه هاي مشكبيز رمضان و شبح شب هاي شورانگيز آن !

چه طراوت بخش است تراوش آواي تلاوت قرآن از حنجره پنجره هاي روشن سحرگاهان !

چه فرح بخش است پرواز بشر در آغاز سحر از ملك تا ملكوت و از لوت تا لاهوت!

چه دلخراش است انشقاق سيماي سيمين بدر در شب هاي خون رنگ قدر!

...و چه جانكاه است اندوه ماه منور منشق در محراب عبوديت حق !

رمضان ، ماهي است كه هر لحظه اش حامل هودجي از هور و محملي از نور است .

عطر ثانيه ها در طول زمان مي پراكند و عرض زمين را مي آگند .

در اين ماه از در و ديوار شهر شميم شفابخش شوق حق مي تراود و نسيم نوازشگر نماز و نيايش قادر مطلق مي وزد.

در كوچه هاي شهر ، جويباران جمال و جلال حق در جريان است و نهرهاي رحمت و مغفرت در سيلان .

در اين ماه درهاي بهشت را به روي دنيا گشوده اند و فرشتگان دامن دامن شكوفه هاي شفاعت و سبدسبد رياحين رحمت بر سر و روي عالميان نثار مي كنند.

در اين ماه خار كينه ها در دشت سينه ها مي خشكد و آيين محبت در آيينه فطرت ريشه مي كند . گياه رذايل در كشتزار دل مي پژمرد و غنچه هاي فضايل در باغچه اين منزل مي شكفد .

در رمضان ، مومنان ، ايثار نثار مي كنند و علي(ع) ، ثار !

پذيرش دعوت " الله " در ضيافت" الله "، در شهر " الله "بر خلق " الله " مبارك باد !

                                                                              شفیعی مطهر

دوشنبه دوم شهریور 1388 |

 

سه دوبیتی / غم من -الماس اشک - ققنوس

غم من

     در کنج دلم ظلمت غم جایگزین شد

     جای شعف و شادی و امید غمین شد

     ویرانه نمودم دل آباد و خوشم را 

     اما غم من نرفت و ویرانه نشین شد 

      الماس اشک

   امشب گرفته غم دل چون آبگینه ام

   گویی فلک گرفته به دل بغض و کینه ام

   سر می نهم ز درد چو بر شانه های شب

   الماس اشک می شکند سنگ سینه ام 

     ققنوس 

    بسوز امروز ای ققنوس مظلوم !

   که از سوز تو عدل و داد خیزد

   به فردا از دل خاکستر تو

     هزاران خوشه فریاد خیزد

                                                  (سراینده :شفیعی مطهر)

چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 |

 

بخشی از " وصیت نامه من "

بخشی از« وصیت نامه من » 
 
نمی دانم چرا هرگاه این جاودانه سروده زنده یاد فریدون مشیری (نسیمی از دیار آشتی ) را می خوانم احساس می کنم بخشی از وصایای خودم را برای نسل های پس از خود مرور می کنم . 
گرچه خود را چونان پشه ای می دانم که لحظات کوتاه عمرم را بر شاخساری از درخت چنار بزرگ دنیا نشسته ام و وقتی می خواهم از این بوستان و این درخت پر بکشم و به دیار دیگر روم به چنار می گویم:
- ببخشید اگر سنگینی من لحظاتی تو را خسته کرد ...
...و چنار در پاسخم می گوید:
- ای پشه خرد و کوچک ! نه آمدنت را احساس کردم و نه رفتنت را !!!
 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir
 
این شعر را می توانید از اینجا بشنوید(منبع:کتابخانه گویا):
 
                      نسیمی از دیار آشتی

باری، اگر روزی کسی از من بپرسد
«چندی که در روی زمین بودی چه کردی»؟
من، می گشایم پیش رویش دفترم را
گریان و خندان، بر می افرازم سرم را
آنگاه، می گویم که: بذری" نو فشانده" ست.
تا بشکفد، تا بر دهد، بسیار مانده است.
در زیر این نیلی سپهر بی کرانه
چندان که یارا داشتم، در هر ترانه
نام بلند عشق را تکرار کردم
با این صدای خسته، شاید، خفته ای را
در چار سوی این جهان بیدار کردم

من مهربانی را ستودم
من با بدی پیکار کردم
«پژمردن یک شاخه گل» (۱)را رنج بردم
«مرگ قناری در قفس»(۲) را غصه خوردم
وز غصه مردم شبی صدبار مردم.

شرمنده از خود نیستم گر چون مسیحا،
آنجا که فریاد از جگر باید کشیدن؛
من، با صبوری، بر جگر دندان فشردم!

اما اگر پیکار با نابخردان را
شمشیر باید می گرفتم
بر من نگیری، من به راه مهر رفتم.
در چشم من، شمشیر در مشت،
یعنی کسی را می توان کشت!

در راه باریکی که از آن می گذشتیم،
تاریکی بی دانشی بیداد می کرد!
ایمان به انسان، شبچراغ راه من بود!
شمشیر دست اهرمن بود!
تنها سلاح من در این میدان سخن بود!

شعرم اگر در خاطری آتشی نیفروخت
اما دلم چون چوب تر، از هر دو سر سوخت
برگی از این دفتر بخوان، شاید بگویی:
- آیا که از این می تواند بیشتر سوخت!؟

شب های بی پایان نخفتم
پیغام انسان را به انسان، باز گفتم
حرفم، نسیمی از دیار آشتی بود
در خارزار دشمنی ها
شاید که توفانی گران بایست می بود
تا برکند بنیان این اهریمنی ها،

پیران پیش از ما نصیحت وار گفتند:
-«دیر ست.. دیر ست...
تاریکی روح زمین را
نیروی صد چون ما، ندایی در کویرست!
«نوحی دیگر می باید و توفان دیگر»(۳)

«دنیای دیگر ساخت باید
وز نو در آن انسان دیگر»!(۴)
 

اما هنوز این مرد تنهای شکیبا
با کوله بار شوق خود ره می سپارد
تا از دل این تیرگی نوری برآرد
در هر کناری شمع شعری می گذارد
اعجاز انسان را هنوز امید دارد !
 
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir
پی نوشت ها :
۱ و ۲ - اشاره ای به شعر « اشکی در گذرگاه تاریخ » از همین گوینده در کتاب « بهار را باور کن ».
۳ -  نوحی دگر بباید و توفان دیگری          تا لکه های ننگ شما شستشو کند
۴ - آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
    عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی
                                 (حافظ)


 
 

شنبه هفدهم مرداد 1388 |

 

مهدی(عج) پرچمدار عدالت

             مهدی(عج) پرچمدار عدالت

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (قرآن کریم

ای عصاره عطر همه گل های محمدی ! 

مشام جان ها - بیزار از همه گنداب های مکاتب - در انتظار قدوم عطرآگین توست .

ای خاستگاه صدها خورشید و ای زادگاه عشق و امید ! ای سرچشمه نور و ای آبشار سرور !

دنیای تاریک ما چشم انتظار طلوع حیات آفرین توست .

شیرینی همه شهدها در کلامت و شفای همه دردها در پیامت.

فروغ حیات در نگاه تو و بشریت ، چشم به راه توست.

اي مايه فيض رب و اي سرمايه مكتب !

بيش از هزار سال است كه از فراق مي سوزيم و با زهر هجر مي سازيم و با جور و جمود و جهل مي ستيزيم .

اي عدالت جاويد و اي مظهر اميد !

صدها سال است كه اميد وصال سيماي بي مثال تو ، تفنگ ستيزمان را قدرت مي بخشد و جنگ صلح آميزمان را نصرت .

اي محرم حرم و اي كوبنده ستم !

چه سيلي هاي سرخي كه در اين سال هاي سياه ستم بر گونه هايمان نواختند و چه آتش هايي كه «سران»مان افروختند و چه ستون هایی که از «سران» مان افراختند !

چه گوهرهای اشکی که بر گونه های یتیمانمان غریبانه غلتید و چه ستاره های سرشکی که از دیدگان مادرانمان بر زمین چکید !

چه بلورهای بغضی که در حنجره جوانانمان شکست و چه سروهای راست قامتی که در خون نشست !

چه سورهایی که سوگ شد و چه سروهایی که به گور رفت !

ای معزالاولیاء و ای مذل الاعداء !

مگر نمی شنوی صفیر سرخ گلوله های سرکوبگران سرمست را که گل های نو شکفته را پرپر می کنند؟!

مگر نمی بینی سموم مرگ آفرین طاغوت های زمان را که در سراسر زمین ، ساقه هاي ترد نهال نوپاي حق طلبان را درهم مي شكنند ؟!

مگر آوارگان فلسطيني و ... جز درگاه تو پناهي و جز سايه پرچم عدالت تو جايگاهي دارند ؟!

هنوز از زخم فلسطين خون در دل جام و زهر هلاهل در كام داريم كه اندوه ديگر ستم ديگان قلبمان را به خون مي كشد و جانمان را به جنون !

اما.... اي طراوت همه سبزه ها و اي صلابت همه صخره ها !

به داغ دل لاله ها و اشك زلال ژاله ها سوگند !

تا مطلع الفجر ظهورت و استشمام عطر حضورت ، نه تسليم ياس مي شويم ، كه شكفتن ياس وجودت را ايقان داريم و نه فريب دشمن را مي خوريم ، كه ظهور قريب تو را ايمان داريم .

زمزمه زلال زمزم انتظار را به دمدمه ضلال دم به دم نمي فروشيم و طراوت كار و حلاوت پيكار در راه طهارت انتظار را به جان مي خريم .

طلوع فر فروزان فقافت و شمس درخشان ولايت ، پرچمدار عدالت و الگوي قداست ، مكمل رسالت و متمم امامت ، مهدي قائم آل عصمت و طهارت ، بر منتظران حكومت قسط و عدالت مبارك باد ! 

پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 |

 

فرخنده زادروز امام حسین (ع)

زادروز فرخنده امام حسین (ع) مبارک باد !

    "الا ترون ان الحق لا یعمل به*و ان الباطل لا یتناهی عنه*فلیرقب المومن فی لقاء ربه حقا حقا*فانی لا اری الموت الا السعاده* و لا الحیاه مع الظالمین الا برما*

       آیا نمی بینید که به سخن حق عمل نمی شود؟ واز انجام باطل جلوگیری نمی گردد؟ پس دز چنین وضعی حقیقتا روح مومن مشتاق پرواز به سوی پروردگارش است. بنابر این من اینک در مرگ جز سعادت و نیکبختی نمی بینم . و زندگی با ستمگران را جز نکبت و شوربختی نمی دانم ! 

      حسین(ع) ای سردار سپاه سپیده ! و ای سالار به خون تپیده !

       ای طلایه دار سرخ شفق و طلیعه سپید فلق !

       زنگار انحراف اموی را با فواره خون جوانانت زدودی و شعر بلند شهادت را با گلواژه های ایثار سرودی .

      تو با خون یارانت فراخنای افلاک را ستاره باران کردی و پهنای خاک را گلباران .

      دریا را در وسعت تحقیر کردی و آسمان را در رفعت .

     سپیده را در عصمت به پیکار خواندی و سپیدار را در حشمت .

     سرو را در قامت خجل کردی و کوه را در استقامت .

     چشمه سار را ایثار آموختی و ایثار را با ثار آمیختی .

     حجم وسیع کلمات را در ستایش خود به تنگنا کشاندی و واژه ها را به ژرفنا .

    تراوش نوش سخنانت شهد را شرمنده کرد و سخنوران را بنده .

    جهاد آزادی بخش تو ستمدیدگان را عزت بخشید و ستمگران را زهرذلت چشانید .

    شیفتگان شراب وصل را شهد شهادت نوشانیدی و فریفتگان سراب جهل را شرنگ مرگ ./

     با نبرد شکوهمند خود مستکبران را ذلیل کردی و مستضعفان را جلیل .

     زندگی با ذلت را مرگ دانستی و مرگ با عزت را زندگی .

     حیات جاودانه را در آینه مرگ شرافتمندانه یافتی و مشتاقانه به سویش شتافتی .

     زندگی را پیکار در راه اندیشه نامیدی  اندیشه ای که ریشه در کوثر رلالت داشته زلال وحی می نوشد و کلام رب می نیوشد .

      قائدین را الهام می بخشی و قاعدین را قیام

      بر شهیدان سروری و بر سروران رهبر .

      ای اسوه پاسداران و ای الگوی سرداران !

       روز ولادت تو روز پاسدار است و شهادت تو جلوه گاه ایثار .

               زاد روز امام حسین علیه السلام خجسته باد !

یکشنبه چهارم مرداد 1388 |

 

بخوان ! اي محمد(ص)

 

اقرا باسم ربک الذی خلق...

بخوان !

چه بخوانم؟!

بخوان به نام پروردگارت که آفرید...

بخوان ! ای محمد(ص) ! که دنیا در انتظار توست .

بخوان ! که نسیم بهار زندگی چشم انتظار وزیدن است و سبزه های سعادت چشم به راه دمیدن .

بخوان ! که شکوفه های حیات آهنگ شکفتن دارند و آرزوی رازگفتن .

بخوان ! تا دگر زاغ و زغن های جاهلیت بر شاخساران خشکیده و خزان زده بشریت نخوانند و بوم های شوم توحش و بربریت بر بام خرابه های تمدن و انسانیت نوحه مرگ سر ندهند .

بخوان ! تا با نغمه های ملکوتی تو عمر دیو دنائت به سرآید و بلبل کرامت نغمه بسراید .

بخوان ! تا چشمه های زلال معارف از دامنه های حرا بجوشد و بر دشت و دمن دنیا سبزه های صفا بپوشد .

بخوان ! که دیگر فرزندان آدم سیر از سراب اند و تشنه آب اند .

بخوان ! تا از انفاس نفیس تو رایحه روح بخش ریاحین رحمت در کوچه باغ های تاریخ بپراکند و شمیم شفابخش کلام تو مشام جان ها را بیاگند .

بخوان ! که شرافت اشرف مخلوقات در شرار اشرافیت می سوزد و دژخیم شر بر اندام بشر ، جوشن جور و جفا و جبه جهل و جهالت مي دوزد .

                       بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

....و محمد (ص) خواند . پيامبر خدا و روشنگر راه هدي از فراز حرا بر فرود دنيا ندا سر داد :

                   قولوا لا اله الا الله تفلحوا 

  هزاران خورشيد در غار حرا منفجر شد ، كهكشان ها ستاره بر سر و روي عالم فرو ريخت ، دامن دامن دانه هاي در از دامنه هاي حرا افروخت و خرمن خرمن خوشه هاي خدعه و خيانت را سوخت .

گلي در حرا شكفت كه عطر دلاويز و گلبرگ رنگ آميز آن تا ظهور قائم امامت و قيام قيامت ، تاريخ زمان را عطرآگين مي كند و جغرافياي زمين را، رنگين .

چشمه اي از فراز حرا جوشيد كه زلال آن بر بستر تاريخ خروشيد .

بوستان هاي مكرمت را كرامت بخشيد و گلستان هاي سعادت را طراوت .

اي مهد محمد ! اي گهواره گوهرين احمد !

اي حرا !

اي كوه بشكوه!  اي رازدار پر اندوه ! و اي فرودگاه غم هاي انبوه !

اي مهبط وحي و نبوت ! و اي مامن رسالت !

اي كوه گران ! دنياي تشنه ما به سوي تو نگران است و بيزار از دگران .

                           بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بعثت پيامبر نور و طلوع خورشيد رحمت و سرور ، مبشر بشر و منذر به شر ، پايان دهنده يلداي تيره روزي و آغازگر پگاه پرنور پيروزي

بر پويندگاه صراط المستقيم و جويندگان طريق جنه النعيم 

                                                      مبارك باد ! 

دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 |

 

مهر مادر

مهر مادر

آسمان مهر و دریای محبت مادر است

ضامن خیر و صلاح و رنج و محنت مادر است

نغمه پردازی که در شب های سرد و سوزناک

با سرود جان نوای عشق خواندت مادر است

قصه گوی دلنواز و قصه ساز زندگی

بانی کاخ وجود آدمیت مادر است

گر ز سنگ روزگار آید شکستی بر دلت

آن که قلبش بشکند از داغ قلبت مادر است

آسمان مهر را او شمس باشد او قمر

گوهر رخشنده تاج سعادت مادر است

باغ سرسبز حیاتت را بود او باغبان

پایه و بنیان کاخ زندگیت مادر است 

حوری مه پیکر خوشبختی ات را گوشوار

سرزمین مهر و شادی را ریاست مادر است

سنگر با استقامت در بر کوه بلا

سایه انداز و بلاگردان جانت مادر است

آن که چون پروانه گرد شمع تو گردان بود

وان که جان بخشید بر جسم نزارت مادر است 

بلبل طبع سخنور لب فرو بست از سخن

آن که قدرش بیشتر باشد ز مدحت مادر است

( آذرماه ۱۳۴۲-کاشان)

شنبه ششم تیر 1388 |

 

افلاطون و سیاست

افلاطون:

آنان که خود را زرنگ تر از آن می دانند که وارد دنیای سیاست شوند ، مجازاتشان این است که توسط احمق ها اداره شوند.

با حضور فعالانه و آگاهانه در انتخابات، نگذاریم دیگران سرنوشت ما را رقم زنند و کم خردان را بر ما تحمیل کنند .

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 |

 

پیامی نوروزی از دوران نوجوانی

    

ضمن عرض تبریک فرارسیدن سال نو یکی از سروده های دوران نوجوانی را به مناسبت خدمت شما تقدیم می کنم. باشد تا سری در کوچه باغ های خاطره بزنیم و غباری از چهره زمان بزداییم .

پیام نوروزی (در ۱۸ سالگی )

چو  آهنگ  بهاران  از سریر  کو هسار آید                  عروس  فصل ها  بر تخت کوه زرنگار آید

مغنی چون نوای نی به سوز دل در آمیزد                 گلستانی بسازم من چو یادم از بهار آید

به آهنگ و نوای نی چو خواند در سحر بلبل               بسی اسرار دارد نغمه ای کز شاخسار آید

پیام صبح  نو ر و زی تو  را  باشد  نو ید  دل                برون کن غم که سال نو به کامت خوشگوار آید

نسیم دلپذیر عید  رنگین   کرد  سر تا سر                 به هر خاکی و زد  آن باد  گو هرها  به بار آید

غبار غم ز اشک ابر شسته می شود  آری                 ببین از  غفلت  ما  لعل  اشکش  زار زار آید

به هر نوروز چون گل بشکفد آواز می دارد                  شنو  آو ا ز  او  زیرا  به گوش  هو شیا ر  آید

پیلمش بهر ایرانی همه آه است و سوز دل                ز سو ز  آه  او  بلبل ز  نزد ش  اشکبار  آید

لبان آتشین  گل  ز خون  دل  شده  رنگین                 پیام ما به گل این کرد  با ما چون  کنار آید ؟

پدر اندر دل خاک و زبانش  سرخ گل  باشد                 پیام باب خود بشنو  که تا روزی  به کار آید 

زبوی گل چو گشتی مست بشنو صوت اجدادت          که این آهنگ غمناک از دهانی مشکبار آید

صبا بر دامن صحرا  و ز ید  و  بر  مشام ما                   ز خاک تیره گل روید زکشت ما چه بار آید ؟

زمین و خاک بی ارزش مزین کرد گیتی را                     ز چشم روشن کهسار صد ها چشمه سار آید

دم عیسی  اگر  باشد  نسیم صبح  نوروزی                   چرا از خاک گل اما زدل ها خس به بار آید ؟

لباس ظاهر  ما  نو شد  از آهنگ  نو روزی                     ولی افسوس رنگ ظاهری نا پایدار  آید !

طبیعت را همه زیبایی  و  نیکی بود  در بر                      همه شر و بدی ها از  درون  زشتکار  آید

صبا ! بوی تو جان بخش است اما من که در خوابم           کجا زیبایی خورشید حق در چشم تار آید؟

اگر در  کوی  مردان  خدا  ا فتد  گذ ا ر  تو                        ببین نور خدا را   چون به قلب پر شرار آید

ز کوه آتش دل ها  چراغی گیر  نو ر ا نی                        که قلب تار ما روشن به سوی کردگار آید

ز آهنگ و نوای نیکمردان در سحر گاهان                        سروشی جانگداز آور که دل ها را به کار آید

خدایا! این دل غمگین که می نالد زغم هرشب                به عشق خویش درمان کن که نورازقلب نارآید

دل تار "شفیعی" رابه نور خود  مزین کن                         چو دل از نور خالی شد زتاریکی غبار آید

دلی کز حق شود روشن منور می شود درشب                بهار از عشق می آید نه عشق اندر بهار آید

زعمر نازنین هجده بهار آمد که در خوابم                         نمی گوید به دل چشمم که ای غافل بهار أید

                                                                                   (نوروز ۱۳۴۳-کاشان)

دوشنبه دهم فروردین 1388 |

 

کجایید ؟ ای یاران یک رنگ !

آن روز مولايمان حضرت امير عليه السلام كه از سستي و تنبلي برخي ياران خويش دلگير و غمزده بود، بر سنگي در كوفه ايستاد و با اندوهي آميخته به ملامت، لب به سخن گشود. جماعت در اطراف ايشان حلقه زده بودند، اما، علي(ع) گويا با خود سخن مي گفت، يا شايد راز غمزدگي با خداي خويش در ميان مي گذاشت...

« كجايند برادران من كه راه حق سپردند و با حق، رخت به خانه آخرت بردند؟ كجاست عمار؟ كجاست ابن تيهان؟ كجاست ذوشهادتين؟ و كجا هستند برادران ديگرم كه همانند آن ها بودند؟ با يكديگر به مرگ پيمان بستند، دشمنان، سرهاي آنان را براي فاجران هديه بردند و...»
نوف بكالي كه از ياران حضرت و در آن جمع حضور داشت، مي گويد، چون سخن حضرت امير(ع) به اينجا رسيد، دستي به محاسن مبارك خويش كشيد و زماني دراز، گريست... آنگاه سر برافراشت و ادامه سخن خويش گرفته و فرمود:

 «دريغا از برادرانم كه قرآن را خواندند و در حفظ آن كوشيدند. واجب را برپا كردند، پس از آن كه در آن انديشيدند، سنت را زنده كردند و بدعت را ميراندند. به جهاد دعوت شدند و پذيرفتند. به پيشواي خود اعتماد كردند و در پي او رفتند و...» خطبه 181 نهج البلاغه

جمعه بیست و سوم اسفند 1387 |

 

ویژه نامه شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع)

امروز ششم ربیع الاول و سالروز شهادت جانسوز حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است .

ضمن عرض تسلیت ویژه نامه ای در این باره با بهره گیری از سایت تبیان تقدیم می شود .

برای مطالعه مطالب روی عناوین کلیک کنید .

 

جمعه شانزدهم اسفند 1387 |

 

پرستوهای مهاجر

                                                                پرستوهای مهاجر                                                                                           (تقدیم به برادرم واستادم آقای علی محمد الماسی به یاد سالروز پرواز سرخ پرستوهای عزیزی که گرچه سرخ سرخ پر کشیدند ولی در سایه سار رضوان الهی سبز سبز آرمیدند.) 

                پرستوهای من دلخسته رفتند

                به دیدار خدا  دل  بسته  رفتند

                به خون آغشته سوی معبد عشق

                ز زندان بال و پر بشکسته رفتند

                وضو از خون گرفته سوی معبود

                از این دلبستگی ها رسته رفتند

                چو غنچه در بهاران لب گشودند

                خزان ناگشته چون گلدسته رفتند

                همه  زنجیر ها ی  بر د گی  را

                ز دست و پای خود بگسسته رفتند

                چه شب ها با خدا خلوت نمودند

                به  خلوتگاه  حق  آهسته  رفتند

                دلم بشکسته و در خون کشیدند

                که مظلومانه  پر بشکسته  رفتند

                 ز دنیا سوی  عقبی  پر  گشودند

                 از این رسته به آن پیوسته رفتند

                 خدای " اکرم " و "اعظم" تویی تو

                 به سویت بار خود را  بسته  رفتند

                 خدایا ! صبر ده  آنسان که خواهی

                 اگرچه  قلب  من  بشکسته  رفتند

                  " مطهر "  آ مد ند  و  با  طها ر ت

                 به هودج های خون بنشسته رفتند

                  به پیمانت  و فا د ا ر م  هما نسان

                   که اینان با تو  پیمان  بسته  رفتند

                                                 (سید علیرضا شفیعی مطهر- اراک -۴/۶/۷۰)

سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 |

 

امام رضا (ع) این گونه بودند . ما چگونه ایم؟!

 امروز ۳۰صفر سالروز شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)است . 

 ضمن عرض تسلیت سیمای ایشان را در آیینه رفتارـ نه تنها گفتار - ایشان 

 دمی به تماشا می نشینیم .

جمع بهترین ها

رضا

گوشه ای از رفتار حضرت رضا علیه السلام

# شب ها ، کم می خوابید و بیشتر شب را به عبادت سپری می کرد.

# بسیاری از روزها را روزه داشت ، به ویژه روزهای اول، نیمه و آخر هر ماه را روزه می گرفت.

# سجده هایش بسیار طولانی بود.

# قرآن بسیار تلاوت می کرد. هنگامی که در بستر خواب قرار می گرفت ، به یاد خدا و تلاوت قرآن مشغول می شد.

# به نماز اول وقت اهتمام داشت. نوافل به ویژه نماز شب را حتی در سفر رها نمی کرد.

# همواره ذکر خدا را بر زبان داشت.

# در غیر نماز نیز به مناجات با خدا، اُنس داشت. بسیار وقت ها، به خواندن نماز اشتغال داشت.

# او بسیار به مستمندان رسیدگی می کرد.

# به دادن صدقه به ویژه در شب های تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می کرد.

# با خدمتگزارانش کنار یک سفره می نشست و غذا می خورد.

# هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی گذارد، مگر بر اساس تقوا.

# همواره متبسم و خوش رو بود.

# بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ساخت.

# با فقرا می نشست.

# در تشییع جنازه شرکت می جست.

# خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی خواند.

# با صدای بلند و قهقهه نمی خندید.

# رفع نیاز مومنان و گره گشایی از ایشان را بر دیگر کار ها مقدم می داشت.

# با گفتارش دل کسی را نرنجانید.

# سخن هیچ کس را نا تمام نمی گذاشت و نمی شکست.

# پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی کرد.

# همواره یاد خدا را بر زبان جاری داشت.

# از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت.

# به مسافری که پول خود را تمام و یا گم کرده بود، بدون چشم داشت ، هزینه سفر می داد.

# به عیادت بیماران می رفت.

# از میهمان ها شخصاً پذیرایی می کرد .

# هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می شد، اجازه نمی داد تا برای احترام وی از جای برخیزند.

# به سخن دیگران که وی را مخاطب قرار داده ، از او پرسشی داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ می داد.

# خویش را به بوی خوش معطر می کرد، به خصوص برای نماز .

# به نظافت جسم و لباس به ویژه موی سر توجه داشت.

# قبل از غذا دست ها را می شست، بعد از غذا نیز آن ها را می شست.

# اگر غذایی از حد نیاز زیاد می آمد، آن را هرگز دور نمی ریخت.

# در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی خورد.

# بسیار بردبار و شکیبا بود.

# کارگری را که به مبلغ معین اجیر می کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می کرد.

# با همگان با رأفت و خوشرویی روبه رو می شد.

# بسیار فروتن بود.

# به فقرا و بیچارگان بسیار می بخشید و آن را برای خود پس انداز می دانست.


منبع: آستان قدس رضوی؛ تنظیم برای تبیان: ملکی

پنجشنبه هشتم اسفند 1387 |

 

معرفی کتاب

چرا عقب ماندیم؟!! 

کتاب « آیا به از این نمی توان بود؟» منتشر شد!

موضوع کتاب : مقایسه ایران با سایر کشورهای جهان در قالب آمار و ارقام 

بخش هایی از سخن آغازین کتاب:

خط كش دولت ها به جاي تمجيد یا تخريب فله اي

نه تنها مردم عادي، كه بسياري از سياستمداران و حتي كارشناسان و صاحبان تريبون ها، عادت كرده اند كه در تبيين عملكرد دولت ها، ((تحليل هاي فله اي)) عرضه كنند و دقيقاً به همين دليل است كه بسيار شنيده ايم: ((خاتمي خوب كار كرد ))، ((خاتمي كه كاري براي مملكت نكرد ))، ((دولت هاشمي، دولت موفقي بود))، ((كارهاي دولت هاشمي تبليغاتي بود))، ((دولت مير حسين موسوي ...)) و ... ! حتي خود دولت ها در بررسي كارنامه خود و دولت قبلي شان به تحليل هاي فله اي و رويكردهاي تبليغاتي بسنده مي كنند و بدين سان، در آغاز كار خويش، عملكرد اسلاف خويش را تخطئه مي كنند و در پايان مأموريتشان نيز مدعي مي شوند كه شاهكار كرده اند؛ شاهكاري كه البته باز هم از سوي دولت بعدي، زير سوال مي رود.

بديهي است، مادامي كه چنين ادبياتي در حوزه نقد عملكرد دولت ها باشد و همه چيز به ((سفيد)) و ((سياه)) و دو كلمه ((خوب)) و ((بد)) ختم و خلاصه شود، هيچ كارنامه معتبري را نمي توان براي هيچ دولتي صادر كرد؛ به اين ترتيب، مثبت هاي دولت، زير سايه كلمه ((بد)) گم مي شوند و منفي ها نيز به حاشيه كلمه كلي ((خوب )) مي روند و سرانجام عوام گرايي و سياست زدگي، جاي كارشناسي، منطق مداري و انصاف را مي گيرد.

از آنجا كه بخش عمده مشكلات جامعه، در عرصه اقتصاد رقم مي خورد، اوضاع اقتصادي و تغيير و تحولات آن، در قضاوت عمومي نسبت به عملكرد دولت ها بسيارتأثيرگذار است. از اين رو، جا دارد يك سري ((ملاك هاي مورد توافق )) در بررسي عملكرد اقتصادي دولت ها تعيين شود و به عنوان ((خط كش سنجش )) از سوي همه گروه هاي سياسي، كارشناسي و دانشگاهي، به كار رود.

بنابراين، ضروري است، فاكتورهايي به عنوان مباني همه ناظران و تحليلگران و ملاك مشترك همه آنان قرار گيرد؛ تا در پايان، عدد و رقم هاي به دست آمده، گوياي واقعيت باشند؛ نه گويش هاي كلي و مبتني بر حب و بغض هاي فردي و سياسي.

براي مثال؛ شاخص كل قيمت سهام، تعداد توليد مسكن در سال، مقدار سرمايه خارجي وارد شده به كشور، نرخ تورم و ... در هر سال متغير هستند و با مقايسه عدد و رقم هاي هر دوره با دوره قبل، مي توان بر دستاوردها و كاستي ها وقوف يافت و كارنامه اي مبتني بر واقعيت به دولت ها داد.

معيارهاي سنجش عملكردهاي اقتصادي كه مي توان بر مبناي آن ها، به دولت ها در عرصه اقتصاد كارنامه داد، در چند مورد زير قابل ارائه است:

1) درآمد سرانه ملّي

2) نرخ تورم

3) تراز بازرگاني (با احتساب صادرات نفت و بدون آن)

4) سهم نفت از توليد ناخالص داخلي

5) نرخ رشد ساليانه اقتصاد

6) ضريب جيني

7) شاخص كل قيمت سهام

8) درجه ريسك سرمايه گذاري در ايران

9) مقدار سرمايه خارجي وارد شده به ايران

10 ) نرخ رشد (به تفكيك در صنعت، كشاورزي و ...)

11 ) شاخص بهره وري

12 ) تعداد توريست هاي وارد شده به كشور

13 ) قدرت خريد

14 ) تعداد توليد مسكن در سال

15 ) نرخ تشكيل سرمايه

16 ) نرخ پس انداز

17 ) رشد نقدينگي

18 )نسبت بيكاران تحت پوشش بيمه بيكاري به كل بيكاران

19 ) ميزان خروج سرمايه از كشور

۲۰) میزان ناهنجاری های اجتماعی(فقر،فساد،فحشا،اعتیادو...)

درباره معيارهاي بیست گانه نام برده، ذكر دو نكته قابل توجه است:

الف) ادعايي درباره كامل و بدون نقص بودن ملاك هاي گفته شده نيست، بلكه امكان دارد معيارهاي سنجش، از نظر عده اي، از۲۰ كمتر يا بيشتر باشند. آنچه مهم است، اين كه همه ناظران، تحليلگران، احزاب، سياستمداران و مراكز علمي و دانشگاهي، بر مجموعه اي واحد از ملاك ها توافق نظر داشته باشند ، تا بتوان نگاه دقيق تر و منصفانه تري از عملكردها به دست آورد.

ب) امكان دارد اشخاص و مراكز مختلف، درباره نحوه اندازه گيري هر كد ام از بندهاي بیست گانه پيش گفته، اختلاف نظر داشته باشند . مثلاً امكان دارد بانك مركزي، نرخ تورم را با يك فرمول مشخص كند، ولي مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي يا يك استاد برجسته اقتصاد، فرمول هاي ديگري را به كار برند. ممكن است از كاربست روش هاي مختلف، اعداد و ارقام متفاوتي به دست آيد . هر چند بهتر است، فرمول هاي سنجش نيز يك دست شوند، ولي در صورت وحدت ملاك ها، تعدد روش هاي محاسبه نيز نمي تواند مشكل ساز باشد، زيرا اگر مثلاً نرخ بيكاري در دولتی با فرمول

 A محاسبه شود، در دولت بعدي نيز همان فرمول A می تواند برای  تعيين نرخ بيكاري به كار رود و با مقايسه دو عدد به دست آمده، ميزان پيشرفت يا

پسرفت مشخص شود.

جوامع انساني به مثابه آزمايشگاه علوم اجتماعي

ممكن است بعضي بگويند نقل و مطالعه آمار و ارقام مثبت يا منفي كشورهاي مختلف جهان و مقايسه آن ها با يكديگر براي ما چه فايده اي دارد؟ در پاسخ عرض مي كنيم كه در مديريت يك نكته حكيمانه مي گويد: «جهانی فکر کنیم ، ولی منطقه ای عمل کنیم.»

ما، در منطقه خود، ايران نمي توانيم به نظريات و راهكارهاي صحيح و  عمل

صائب برسيم، مگر اين كه از تجارب ملل و دول ديگر مطّلع باشيم . بسياري از راهكارها و راه حل هايي را كه ما مي خواهيم بيازماييم و تجربه كنيم . بسياري از ملّت ها و دولت ها مكّرر آن ها را آزموده و به نتايج مثبت و منفي رسيده اند. به اين مثال توجه فرماييد:

دو كشور پاكستان و كره جنوبي در سال 1960 از در آمد يكساني برخوردار بودند؛  اما ميزان ثبت نام كودكان پاكستاني در مدارس ابتدايي 30 درصد و در كره 94 درصد بود. گزارش توسعه انساني سال 1996 مي گويد : اين يكي از دلايلي است كه به واسطه آن طي 25 سال گذشته، سرانه توليد ناخالص داخلي در كره جنوبي 3 برابر پاكستان بوده است.(سلام، ۱۸/۶/۷۵)

دانشمندان بر اين باورند كه علوم اجتماعي مانند علوم تجربي نيست كه بتوان در يك زمان و مكان محدود و مشخص (آزمايشگاه فيزيك و شيمي ) تئوري ها را آزمايش كرد و به يافته هاي قطعي علمي رسيد؛ اما مثال بالا به قدري شفاف و گوياست، كه گويي پاكستان و كره، آزمايشگاهي است كه فراروي ما گشوده و يافته هاي علمي شفّافي را فرياد مي زند.

حال كدام عقل سليم و انسان حكيم به ما حكم مي كند كه اين تجارب بسيار ارزنده و پرهزينه را كه حداقل عمر يك نسل فداي آن شده، رها كنيم و خود از نو آن ها را بيازماييم. آيا حكيمان نگفته اند:

« آزموده را آزمودن خطاست ؟!»

تا بال نداشتم قفس تنگ نبود!

زين پيش كه دل قابل فرهنگ نبود 

از پيچ و خمِ تعلّقم ننگ نبود

آگاهي ام از هر دو جهان وحشت داد 

تا بال نداشتم قفس تنگ نبود

(بيدل دهلوي)

دو نفر براي رفع اختلاف ملكي خود نزد قاضي رفتند. يكي از آن دو با حرارت والتهاب فراوان زبان به طرح دعوا گشود و طي سخنراني مبسوطي دلايل متعددي مبني بر اثبات ادعاي خود، از جمله كشت و كار اجداد و پدران خود در اين زمين و ... گفت و گفت، تا خود خسته شد و ناگزير زبان دركشيد و دم فروبست.

قاضي رو به ديگري كرد و گفت: تو چه مي گويي؟

 آن مرد در كمال خونسردي و آرامش و با آرامي فقط گفت : هر که سند...

حتي آن قدر به خود زحمت نداد، تا جمله خود را با بيان يك فعل به پايان برساند.

قاضي ناگزير با استناد به سند مالكيت به نفع مالك سند رأي داد.

موافقان و مخالفان هر پديده، تحول و نهضتي از جمله انقلاب اسلامي ايران بيش از هر چيز بايد با اتكّا به اعداد، ارقام و آمارهاي مثبته مدعيات خود سخن بگويند، نه اين كه تنها شعار دهند

عزيزان! حق، خورشيد است. آن كه به خورشيد پشت مي كند،

ناگزير فقط سايه خويش را مي بيند!!

􀀷 􀀷 􀀷

انسان موجودي نسبي است، نه مطلق؛ بنابراين همه اقوال و اعمال صادره از او نسبي است. بر پايه اين اصل منطقي ، هيچ شخصيت، هيچ مكتب و هيچ پديدة بشر ساخته اي مطلق نيست . جوامع و ملّت ها هم متشكّل از انسان هاي نسبي هستند و به تبع آن هيچ يك از اقوال و اعمال آن ها مطلقاً خوب، يا مطلقاً بد نيست . به ديگر سخن در بهترين مدينه هاي فاضله هم نقص و عيب و كمبود و خطا ديده مي شود و بر عكس ... بدبيني، و

به تبع آن سياه نمايي همه پديده ها، و نيز خوش بيني مفرط، و به تبع آن همه چيز را مثبت ديدن، هر دو ناپسند و ضد ارزش است . بديهي است هر كس واقع بيني را بر بدبيني و خوش بيني مفر ط ترجيح مي دهد ... و واقع بيني مبتني بر استدلال و ارائه اعداد و ارقام است.«نحن ابناءالدلیل»

ما در اين دفتر كوشيده ايم از همه آمارها و ارقام، چه مثبت و چه منفي، درباره ايران و جهان بهره گيريم . چون بررسي تحولّات اجتماعي در گذر زمان مستلزم استناد به سير تحولّات در همه زمان ها و مكان هاست، بنابراين بسياري از اعداد و آمارها متعلّق به گذشته و سال هاي پيشين است . از خوانندگان فهيم و فرزانه مي خواهيم هر تحول و پديده را در ظرف زماني و مكاني خود مورد بررسي و استنتاج قرار دهند.

􀀷 􀀷 􀀷

آمارها مختلف وموضوع ها گوناگون هستند؛ اما همه بيانگريك حقيقت اند . اپيكتوس مي گويد:

حقيقت چون نور خورشيد از روزن هاي مختلف به مامي رسد، اما معناي آن هميشه يكي است.  

من ضمن ارائه ارقام و آماري مقايسه اي از وضع ايران و جهان بر اين درد مشترك تأكيد مي ورزم كه : اگر در برنامه ريزي ها حسن تدبير بيشتري اعمال مي شد، مي توانستيم ضمن كاهش خسارت ها بر ميزان بهره وري و استفاده بهينه از همه ظرفيت هاي اقشار مختلف بيفزاييم . در اين دفتر با عرضه ارقام و آماري مقايسه اي از اوضاع كشورهاي فقير و غني جهان، همه انديشه هاي تابناك و درد آشنا را به پاسخ اين سوال فرا مي خوانم كه : آيا ما مردم جهان سوم با تكيه بر منابع فرهنگي، ديني،اجتماعي، نيروي انساني و منابع طبيعي خود و با اعمال مديريت بهتر، و بهره گيري از

همه ظرفيت هاي موجود نمي توانيم شكاف طبقاتي مردم جهان را پر كنيم؟!

اين كتاب در دو جلد و 8 فصل تأليف و تدوين شده است.

سخن آغازين و فصل هاي مندرج در جلد اول عبارتند از:

نخست: توسعه اقتصادي (جايگاه ايران در كاروان توسعه بشري)

دوم: توسعه علمي و فرهنگي

سوم : آموزش و پرورش

چهارم : توسعه انساني، مديريت، حقوق شهروندي و كرامت انساني

و فصل هاي مندرج در جلد دوم عبارتند از:

پنجم: صنعت گردشگري

ششم : فرهنگ رانندگي

هفتم: اسراف و اتلاف

هشتم: ناهنجاري هاي اجتماعي

در اين دفتر ((اعداد )) سخن مي گويند، ((ارقام )) بر كرسي داوري مي نشينند و((آمارها)) ميداندار گفتمان هستند، تحليل ها و تفسيرها بسيار اندك است و داوري نهايي را بر عهده خوانندگان فهيم و فرزانه گذاشته ام. اميد كه كاستي هايم را چشم پوشند وكژي هايم را به اصلاح كوشند.

اكنون ديگر نه زمان ((تجليل))، كه دوران ((تحليل)) است

مشخصات کتاب

نام کتاب: آیا به از این نمی توان بود؟

نویسنده: سیدعلیرضا شفیعی مطهر

قطع و نوع جلد : وزیری و گالینگور

تعداد صفحات : در دو جلد و جمعا ۱۰۲۴صفحه

نوبت و تاریخ چاپ : چاپ اول-بهمن ۱۳۸۷

ناشر : انتشارات رواق دانش - قم -خیابان ارم-پاساژقدس-طبقه آخر-پلاک۱۷۴

تلفن ناشر :۷۷۳۲۱۲۰-۰۲۵۱

همراه : ۰۹۱۲۷۵۲۱۵۰۵

قیمت روی جلد(قبل از تخفیف): هر دوره دو جلدی۱۲۰۰۰تومان

تخفیف : ۴۰درصد تا آخر بهمن ماه

یکشنبه بیستم بهمن 1387 |

 

ویژه نامه میلاد فرخنده امام موسی کاظم علیه السلام

فرخنده زادروز حضرت امام موسی کاظم علیه السلام مبارک باد.

برای مطالعه مطالب روی عناوین کلیک فرمایید

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 |