«حراست ملّی» در «سیاست بین‌المللی»(فرگرد2171 )

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«حراست ملّی» در «سیاست بین‌المللی»(فرگرد2171 )

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

اگر «دنیای سیاست» را با «کیمیای کیاست» مدیریّت کنیم،

می‌توانیم «شفّاف و عالی» به «اهداف متعالی» برسیم.

لازمۀ تحقُّق «اهداف ملّی» در «مصاف بین‌المللی»،

با روش «کج‌دار و مریز» است،نه «لَج‌دار و بریز»!!

برای حلِّ «خلاف‌ها» و «اختلاف‌ها»،

با دیگر «ملل پویا» و «دُوَل دنیا»،

بهترین «کُنش رویارو» ،اتِخاذ «روش گفتگو» است.

شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی. 755  مگر کلمۀ «دیوانه» هم یک دشنام است؟!

#طنزسیاهنمایی. 755

مگر کلمۀ «دیوانه» هم یک دشنام است؟!

گفت: من یک مدّاح دیوانه دیدم.

گفتم: خجالت بکش! به هیچ مدّاحی نباید توهین کنی!

گفت: «دیوانه» که توهین نیست! خود این مدّاح به یکی از کاندیداهای محترم گفته«دیوانه»!

گفتم: گفته باشد! «دیوانه» یک توهین است. تو حق نداری به انسان عاقلی بگویی «دیوانه»!

گفت: یعنی تو باور می‌کنی یک مدّاح به شخص محترمی توهین کند؟

می‌گویند به شخص بددهنی که زیاد به مردم دشنام می‌داد،گفتند:

چرا این قدر بددهن و بی‌ادبی که به همه فحش می‌دهی؟

پاسخ داد: من به کدام پدرسوخته فحش داده‌ام؟!!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«چَشم‌ها» و »خَشم‌ها»!فرگرد2170

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«چَشم‌ها» و »خَشم‌ها»!فرگرد2170

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

زن «زیباست» و زیبایی‌اش «فریبا»است؛

ولی این زیبایی «کمال الهی» است ،نه «آمال تباهی».

مردی که این «آفریدۀ باجمال» را با «دیدۀ امیال» می‌نگرد،

اِشکال در «بینش حسرت اوست»،نه در «آفرینش حضرت دوست».

بیاییم «چَشم‌های بینا را بشوییم» و اِشکال را در این«خَشم‌های بیجا بجوییم».

دل ها را از «پلیدی هوس بپالاییم» و به «سپیدی مقدَّس بیاراییم».

اگر همۀ «دیده‌ها ،پاک می‌نگریستند»،همۀ «آفریده‌ها ،طربناک می‌زیستند».

«نمایش زیبایی‌ها» در کنار «آمایش پارسایی‌ها»،

نمادی از «کمال آفرینش الهی» و «استکمال بینش و آگاهی» است.

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

آمایش: آمادگی و آراستگی

استکمال:کمال‌خواستن، کامل‌کردن، تمام‌کردن

#طنزسیاهنمایی. 754  «تشنۀ تغییر» یا «دشنۀ تغیُّر»؟!

#طنزسیاهنمایی. 754

«تشنۀ تغییر» یا «دشنۀ تغیُّر»؟!

گفت: یکی از نمایندگان پیشین مجلس با اعلام نتایج یک نظرسنجی نشان داده که ۵۵ درصد

مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت نمی‌کنند و ۳۰ درصد از مردم هم به نامزد اصلاح‌طلبان

رای می‌دهند.

گفتم : تو چه نتیجه‌ای از این نظرسنجی می‌گیری؟و برای افزایش مشارکت مردم در انتخابات

چه پیشنهادی داری؟

گفت : در یک کلام مردم «تشنۀ تغییر» اند،نه «دشنۀ تغیُّر»!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟

شفیعی مطهر

«نیّت» و «انسانیّت»!فرگرد 2169

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«نیّت» و «انسانیّت»!فرگرد 2169

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

«گل‌ها بی‌دریغ رایحه می‌افشانند» و «بلبل‌ها بر ستیغ نغمه می‌خوانند»؛

بی آن که برای این «نثار تلاش» از کسی «انتظار پاداش» داشته‌باشند.

کسی نیز آنان را «پاس نمی‌دارد» و «سپاس نمی‌گزارد».

چه زیباست انسان نیز بدون «انتظار،ایثار» کند و بدون «منّت،معونت»!

بیاییم با «نور نیکی»،«تور تاریکی» را بشکافیم

و «بلیغ» و «بی‌دریغ»،

«بذر نیک‌اندیشی» و «جذر سبزکیشی» بیفشانیم.

تا روزی که ما در «این مغاک نباشیم» و در «زیر خاک فروپاشیم»،

نهال‌ها «سر از زیر خاک برآرند» و «سر بر سریر افلاک گذارند»

و انسان‌ها در «سایه‌سار آن بیاسایند» و «برگ و بار آن را بستایند»!

ما انسان‌ها می‌رویم،ولی «نیّت می‌پاید» و «انسانیّت را می‌شاید»!

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

ستیغ:راست و بلند ایستاده مانند ستون

معونت :یاری، کمک،مساعدت

تور: پارچۀ مشبّک برای شکار پرندگان یا صید ماهی‌ها

بلیغ: رسا،زبان‌آور

#طنزسیاهنمایی. 753  مگر عقلت کم شده؟

#طنزسیاهنمایی. 753

مگر عقلت کم شده؟

گفت: آیا پست ریاست جمهوری یک پست سیاسی نیست؟

گفتم: بله،رئیس جمهور یک سیاستمدار است.

گفت: من مانده‌ام آقای دکتر پزشکیان با این همه مدارک تخصُّصی چرا می‌خواهد رئیس جمهور شود؟

گفتم: چه تخصُّص‌هایی؟

گفت: _بورد جرّاحی عمومی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، ۱۳۶۷،

_فوق تخصُّص جرّاحی قلب دانشگاه علوم پزشکی تهران، (۱۳۷۲)؛

_گواهی مدیریت مراکز بهداشتی از تایلند،

_گواهی مدیریت برنامه‌ریزی مؤثّر (سازمان جهانی بهداشت) از مصر؛

_ گواهی مدیریت برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری و اقتصاد سلامت از انگلستان؛

_گواهی مدیریت سلامت در کشورهای درحال توسعه از دانشکده بهداشت دانشگاه‌هاروارد امریکا؛

_گواهی آموزش پزشکی از اسکاتلند.ووو...

گفتم: شاید فکر می‌کند در این سمت می‌تواند بیشتر خدمت کند.

گفت:پدری از پسرش پرسید: پسرم! وقتی بزرگ شدی می‌خوایی چه کاره بشوی؟

پسر پاسخ داد: سیاستمدار.

پدر پرسید: مگر عقلت کم شده؟

پسر پاسخ داد: یعنی شرطش این است!؟

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«شخص» یا «شخصیّت»؟ فرگرد2168

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«شخص» یا «شخصیّت»؟ فرگرد2168

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

هر انسان،یک «شخص» دارد و یک«شخصیّت» .

هر شخص در «پگاه حیات» می‌آید و در «شامگاه ممات» می‌رود.

آن که می‌تواند «جاودانه بپاید» و راه حق را «کنجکاوانه بپیماید»،

نه «شخص کور»،که «شخصیّت فکور» است!

عمر،«فُرصتی گذرنده» است برای کسب «نُصرتی پاینده».

هر انسان می‌تواند از این «فرصتِ کوتاه عالی سود جوید»،

یا جهان را با «دستِ خالی ترک گوید».

او می‌تواند «شمع جان» را در «جمع جوانان» برافروزد

و با «روشنگری»، راه «دادوری» را بگشاید.

شخصیّتی جاودانگی را «می‌شاید» ،که بتواند گره‌ای از مشکلات بشریت را «بگشاید»!

شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی 752  هند به‌سوی سومین اقتصاد بزرگ جهان!

#طنزسیاهنمایی 752

هند به‌سوی سومین اقتصاد بزرگ جهان!

گفت:هند کشوری آسیایی،جهان سومی و در حال توسعه مثل ایران است.

گفتم: آری،درست است.خب،منظور؟!

گفت: تا همین ٧۵ سال پیش، مستعمرۀ انگلیس بود!

گفتم: باز هم آری،ولی با مبارزۀ منفی از سُلطۀ انگلیس رهایی یافت. حالا منظور؟

گفت: هند اکنون با تصاحب جایگاه انگلیس در رتبۀ پنجم بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا

قرار دارد و امروز نه تنها جایگاه انگلیس را گرفته، بلکه پیش‌بینی می‌شود که تا

سال ٢٠٣٠ بعد از آمریکا و چین سومین اقتصاد جهان باشد!

گفتم: باز هم درست است! حالا منظور؟

گفت: آیا جنگ با ابرقدرت‌ها نمی‌تواند این‌گونه باشد؟! آیا نمی‌توان به جای

نابودی دیگران ،ملّت خود و اقتصاد و فرهنگ خود را به‌گونه‌ای تقویت کنیم

که سایر ملّت‌ها و دولت‌ها به رفاه و آسایش ملّت ما غبطه بخورند؟

گفتم: باز هم درست!حالا منظور؟

گفت: اگر تا حالا هنوز منظور مرا نفهمیدی،پس از این هم نخواهی فهمید! خداحافظ!

گفتم:یعنی چه؟!

گفت: روزی شخصی با پای فلج ادّعا کرد قُلّۀ اورست را فتح می‌کند! همه به او خندیدند.

سرانجام روزی صعود به‌سوی قُلّۀ اورست را آغاز کرد. هرگاه خسته می‌شد،از او می‌پرسیدند:

کجا می‌روی؟ پاسخ می‌داد: رو به بالا!

تا سرانجام روزی پیروزمندانه بر فراز اورست ایستاد. یکی از او پرسید: خب،حالا کجا می‌روی؟

او پاسخ داد: اگر تا حالا هنوز منظور مرا نفهمیدی،پس از این هم نخواهی فهمید! خداحافظ!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«یار و «دیار»/فرگرد 2167

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«یار و «دیار»/فرگرد 2167

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

آن گاه که انسان،«بشکوه و شاد» و از هر «غم،آزاد» است،

بیش از تعدادِ «تارهای مو» و «تبارهای گیسو»،

«یارِ شفیق» و «دوستدارِ رفیق» دارد؛

ولی چون اندوهی «دل را آزُرد» و «محفل را افسُرد»،

انگار از «آغاز» و «دیرباز»،

در همۀ «دیار» حتّی یک «یار» نداشته و ندارد.

بیاییم در هر «حال» این «امر مُحال» را درهم بشکنیم، که:

این دغل دوستان که می‌بینی

مگسان‌اند گرد شیرینی

ارزش دوست نه به «زیبایی پوست» و نه به «دارایی اوست»؛

بلکه به «صفای جان» و «صافی روان» است.

دوست می‌تواند «بهترین یاور» و «برترین برادر» باشد.

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

مُحال: ناشدنی،بیهوده

#طنزسیاهنمایی 751  ببخشید!مشغول کار خودتان باشید!

#طنزسیاهنمایی 751

ببخشید!مشغول کار خودتان باشید!

گفت: آیا یادت هست در روزهای گذشته دربارۀ این که چگونه ممکن است مسئولان

نفهمیده‌اند که چطور چندین هزار میلیارد تومان در یک قلم واردات چای اختلاس

شده است؟! و تو گفتی،مسئولان علم غیب که ندارند!

گفتم: آری،به یاد دارم؛ولی تو چرا دست از سر این مسئولان ذی‌ربط با چای

دبش برنمی‌داری؟ تو از این همه #سیاهنمایی خسته نمی‌شوی؟!

گفت: چه‌کنم؟ هر روز پاسخ تازه‌ای کشف می‌کنم!

گفتم: بگو!دیگر چه کشف مهمّی کردی؟

گفت:درست است که «آنان می‌دانند که چه فردی از کدام نانوایی نان خریده است!»،ولی در

شرح وظایف کدام وزیر یا هر مسئولی «کشف اختلاس» را به عنوان یک وظیفه نوشته‌اند؟

مثلاً فرض می کنیم وزیری مسئول است واردات و صادرات را نظارت کند. وقتی می‌بیند

یک نفر دارد میلیاردها دلار چای وارد می‌کند،از او می‌پرسد:

چرا این دلارها را صرف واردات چای می‌کنی؟

او هم پاسخ می‌دهد :من که نمی‌خواهم چای وارد کنم! من دارم اختلاس می‌کنم!!

آن مسئول هم وقتی می‌بیند چنین مسئولیتی در وظایفش نیست! بنابراین از او پوزش خواسته

و می‌گوید ببخشید!مشغول کار خودتان باشید!

می‌گویند در اسکاتلند پلیسی را مامور می‌کنند در ساحل دریا نظارت کند که در منطقۀ

«شنا ممنوع»،کسی شنا نکند.

روزی یک نفر را در حال شنا می‌بیند. نزدیک می‌رود و از او می‌پرسد:

چرا در منطقۀ شنا ممنوع شنا می‌کنید؟

آن مرد پاسخ می‌دهد: من در حال شنا نیستم! من دارم خودکشی می‌کنم!

مامور پلیس هم که می‌بیند ممنوعیّت خودکشی در شرح وظایفش نیست،از او عذرخواهی

می‌کند و می‌گوید: ببخشید!من فکر کردم شنا می‌کنید! مشغول کار خودتان باشید!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«معنای پیام» و «مبنای کلام»فرگرد2166

هر پگاه نو با یک نگاه نو

«معنای پیام» و «مبنای کلام»فرگرد2166

💖 ☀️ 💖 ☀️ 💖 ☀️ 💖💖 ☀️ 💖

«حصارِ تباهِ ستم» در «انحصارِ شاهِ عجم» نیست؛

بلکه هرکس که از«گفتنِ حق،زار»باشد و از «شنُفتنِ حقیقت،بیزار»،

«خودکامه‌ای خوار» است،اگرچه «علّامه‌ای بادستار»باشد.

آنچه «بایستۀ ارزیابی» و «شایستۀ ارزشیابی»است،

«معنای پیام» و «مبنای کلام»است،

نه «هویّتِ گوینده» و «شخصیّتِ نویسنده».

«مرجان و مروارید» در «دهان پلید»،

همچنان «باافرند» و «ارزشمند» است؛

ولی «بیانِ دروغ» از «دهانِ پرفروغ»،

«نفریده» و «نکوهیده»است.

«کلامِ کم‌مایه» از هر «مقامِ بلندپایه»،

«مردود» و «مطرود» است.

شفیعی‌مطهر

💖 ☀️ 💖 ☀️ 💖 ☀️ 💖💖 ☀️ 💖

عجم: غیرعرب،ایرانی

افرند:فرّ و شکوه،زیبایی،حشمت

دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین‌گویه‌های مطهر

https://t.me/nedayemotahar

#طنزسیاهنمایی. 750  مگر من فضولم؟!

#طنزسیاهنمایی. 750

مگر من فضولم؟!

گفت: وقتی در کشور کالایی را بیش از نیاز داریم،با آن چه باید کرد؟

گفتم: بدیهی است باید صادر کرد به کشورهایی که کمبود دارند.

گفت: با پایان یافتن مهلت ثبت‌نام داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم،

مجموعاً ۸۱ داوطلب ظرف مدّت ۵ روز با حضور در ستاد انتخابات کشور ثبت نام کردند.

تقریباً با این تعداد کاندیدا ما می‌توانیم به برخی از کشورها که آدم مناسب برای ریاست

جمهوری ،ندارند رییس جمهور صادر کنیم!

گفتم: رئیس جمهور که صادرکردنی نیست.

گفت: مثلاً کشور بزرگی چون آمریکا معمولاً بیش از دو کاندیدا برای ریاست جمهوری ندارند،

این اسراف است که ما 81 کاندیدا داشته باشیم و آن بیچاره‌ها فقط دوتا!

می‌گویند یک کاندیدا که صبح با راننده‌اش برای ثبت نام به‌سوی ستاد انتخابات مجلس می‌رود،

از راننده‌اش می‌پرسد: در امتحان گزینش کاندیدا چه سوالاتی می‌پرسند؟

راننده می‌گوید: من نمی‌دانم!فقط هر چه پرسیدند،شما طوری پاسخ بدهید که آنان خوششان بیاید.

در ستاد از او می‌پرسند:

اگر نمایندۀ مجلس شوی آیا دربارۀ کارهای دولت از دولت انقلابی و وزرا سوال هم می‌کنی؟

پاسخ می‌دهد: نه! مگر من فضولم؟!

شفیعی مطهر

«لال» و «زلال» فرگرد 2165

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«لال» و «زلال» فرگرد 2165

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

همۀ آدم‌ها وقتی «رام» و «آرام» باشند،

«لال» و «زلال» به نظر می‌رسند

و همۀ «زشتی‌ها» و «بدسرشتی‌ها» ته‌نشین می‌شوند.

بنابراین برای «ساخت همدم‌ها» و «شناخت آدم‌ها»،

پیش از مصرف باید آنان را خوب «تکان» و «هیجان» داد.

انسانِ «باظرفیّت» با «ظرافت»،

«نظر خالف را تحمُّل» و دربارۀ «باور مخالف،تامُّل» می‌کند.

از «خلاف برنمی‌آشوبد» و «مخالف را سرنمی‌کوبد».

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

خالف: احمق،نادان

دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین‌گویه‌های مطهر

https://t.me/nedayemotahar

#طنزسیاهنمایی. 749  چه کسی این «شِفته» را «آشُفته» کرده؟!

#طنزسیاهنمایی. 749

چه کسی این «شِفته» را «آشُفته» کرده؟!

گفت: با وجود ممانعت از ثبت نام افراد فاقد شرایط، ولی باز کلّی کاندیداها آمدند، جلو دوربین

دست تکان داده و ثبت نام کردند!

بسیاری از این کاندیداها مدّعی ادامۀ راه آقای رئیسی هستند و اصرار دارند می‌خواهند این وضعیّت آشفته را درست کنند!

گفتم: اگر اینان مدّعی‌اند که آقای رئیسی وضعیّت را آشُفته کرده،پس چرا خود را ادامه‌دهنده راه

ایشان می‌پندارند؟ و اگر مدیریت ایشان را سازنده می‌دانند،چه کسی وضعیّت را آشُفته کرده؟!

گفت: جالب‌تر این که همگی ادّعا دارند‌ تعهّد به خدمت، ادای تکلیف و اصرار مردم باعث حضورشان

شده است.

گفتم: پس مردمی که این همه اصرار دارند، چرا هنگام انتخاب به این‌ها رای نمی‌دهند و در ردۀ

بعد از آرای باطله قرار می‌گیرند!

گفت: وقتی نظارت استصوابی را نقد می‌کنیم،می‌گویند ما بهتر از شما صلاح شما را می‌دانیم؛

ولی وقتی ما به کاندیدای مورد تایید شورای نگهبان رای می‌دهیم و کارهای رئیس جمهور منتخب

ما زیر سوال می‌رود،فقط ما رای‌دهندگان مقصرّیم!

گفتم:شورای نگهبان حتماً یک شناختی از کاندیدا دارند که او را تایید می‌کنند دیگه!!

آقای وحید اشتری می‌نویسد:

قاضی به متّهم می‌گوید: شما ۵۰۰ میلیارد تومان درخواست وام کردی،هزار میلیارد تومان برایت

واریز کردند. وثیقه که نگرفتند، تضمین هم‌ نگرفتند از شما هیچی، آیا یک کپی شناسنامه از

شما گرفته‌اند؟

متّهم پاسخ می‌دهد: نه! حتماً یک شناختی از من داشتند که بهم دادند دیگه!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

-----------------------

شِفته: دوغاب که از آهک و خاک و شن می‌سازند برای پی‌ریزی ساختمان یا زیرسازی خیابان

«سکوت» یا «باد و بروت»؟فرگرد2164

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«سکوت» یا «باد و بروت»؟فرگرد2164

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃

«قدرت تحمُّل هر فکور» و «صولت تامُّلِ هر صبور» را

می‌توان از «میزان سکوتش» سنجید،نه از «طغیان باد و بروتش»!

آنان که «زبان گفتگو» را به «میدان هیاهو» می‌کشانند،

بار هیچ «مسئولیّت» و «مدیریّت» را

بر «بهانه‌های بیش» و «شانه‌های خویش» تحمُّل نمی‌کنند.

شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی.748  چه کسی حرف مسئولان را باور می‌کند؟!!!

#طنزسیاهنمایی.748

چه کسی حرف مسئولان را باور می‌کند؟!!!

گفت: واقعاً به مسئولان کشور باید هر روز و هر لحظه بگوییم «خسته نباشید!»

گفتم: خب، واقعاً مسئولان شبانه روز دغدغۀ حلِّ مشکلات مردم را دارند و کار می‌کنند.

گفت: بله، من هم وقتی این کار توان‌فرسا را از این عزیزان می‌بینم،می‌گویم «خسته نباشید!».

گفتم: تو به مسئولان این دولت «خسته نباشید» می‌گویی،در حالی که دربارۀ کارهای دولت

پیشین همیشه #سیاهنمایی می‌کردی!

گفت: من همیشه «سیاه» را سیاه می‌بینم و «سپید» را سپید!

گفتم: مثلاً نمونه‌ای از کارهای مسئولان دولت پیشین را بگو!

گفت: مثلاً آقای جهانگیری معاون اول محترم رئیس جمهور می‌فرمود:

«دعا کنید قیمت‌ها پایین بیاد!»

آقای دکتر نمکی وزیر محترم بهداشت می‌فرمود:

«دعا کنید کرونا تمام شود!»

آقای عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط زیست می‌فرمود:

«دعا کنید باد و باران بیاید آلودگی رفع شود.»

خلاصه من نگران بودم خدای نکرده این مسئولان از پانیفتند!

گفتم: البتّه این بزرگان علاوه بر انجام وظایف خود دعا هم می‌کردند!

گفت: پس این همه ارزانی(!!!) و این همه تمیزی هوا(!!) و رفع مشکل کرونا و وفور واکسن(!!!)

حاصل تلاش این مسئولان بود؟!

حالا می‌خواهم از آن مسئولان بپرسم:

این همه موفّقیّت‌ها حاصل تلاش‌های شماها بود یا دعاهای شما؟

گفتم: مسئولان دولت سیزدهم چه کرده‌اند که به آنان می‌گویی «خسته نباشید!»؟

گفت: وقتی به افزایش 261 درصدی قیمت سکّه

و افزایش قیمت‌ دلار از حدود 25 هزار تومان به حدود 60 هزار تومان

و افزایش نرخ کالاهای مورد نیاز مردم نگاه می‌کنم و با قبل می‌سنجم،

بی‌اختیار این عبارت بر زبانم جاری می‌شود:«واقعاً خسته نباشید»!

گفتم: پس کدام جناح برای مردم کار کردند؟

گفت: آنوری‌ها می‌گویند اگر اینوری‌ها بگذارند ما خیلی کار می‌کنیم!

اینوری‌ها هم می‌گویند ما خیلی کار می‌کنیم ولی نمی‌دانیم چرا ارقام و آمار با هم

همراهی نمی‌کنند(!!!)

گفتم: پس مشکل کجاست؟

گفت: مشکل اینجاست که مردم حرف مسئولان را باور نمی‌کنند!

گوبند یک اتوبوس که مسافرانش همه از مسئولان رده بالا بودند، چپ کرد.

وقتی پلیس رسید دید حیف‌نون همۀ آنان را به خاک سپرده است!

وقتى از او پرسیدند :آیا تو مطمئنّی که همۀ آنان مُرده بودند يا نه ؟

گفت : والله بعضی از آنان می‌گفتند كه زنده هستند، ولی چه کسی حرف مسئولان را باور می‌کند؟

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

#شفیعی_مطهر

دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین‌گویه‌های مطهر

https://t.me/nedayemotahar

«راستی» یا «کاستی»!فرگرد 2163

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«راستی» یا «کاستی»!فرگرد 2163

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

در «جهان» هیچ «انسان» نمی‌تواند

بدون «عشق الهی» و «شوق آگاهی»

«لذّت شادی» و «عزّت آزادی» را بچشد

آنجا که خدا باشد «زلال راستی و دُرُستی»،

«ضلال کاستی و سُستی» را می‌شویَد

و «فروغ نبوغ»،«یوغ دروغ» را درهم‌ می‌شکند.

آنجا که خدا باشد،«نور شعور»،«شور دیجور» را

و «ماه تابناک پاکی»،«گناه مغاک تاریکی»را می‌زداید.

شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی. 747  رونالدو برای بشر باهوده‌تر است یا یا ایلان ماسک؟!

#طنزسیاهنمایی. 747

رونالدو برای بشر باهوده‌تر است یا یا ایلان ماسک؟!

گفت: چندی پیش دو نفر چهرۀ نسبتاً مشهور به دو کشور وارد شدند.

اوّلی یک بازیکنِ تقریباً بازنشسته به ایران و دومی یک سرمایه‌گذارِ اثرگذار به ترکیه.

گفتم: این دو نفر چه کسانی‌اند و خاصیت و فایدۀ ورود این دو نفر به این دو کشور چیست؟

گفت:اولی رونالدو برای بازی برای تیم خودش ایران ،

ولی دومی ایلان ماسک برای سرمایه‌گذاری و رونق اقتصاد ترکیه.

گفتم: بنابراین لزومی ندارد ایران برای استقبال این فوتبالیست بیگانه اقدامی بکند،

ولی ترکیه باید استقبال شایانی از این سرمایه‌گذار خارجی به‌عمل آورد.

گفت: اتّفاقاً سازمان هواپیمایی ایران دربه‌در به دنبال پیداکردن جایی آبرومند برای فرود جت

شخصی جناب رونالدو بود! تا در فرودگاه از این بازیکن با یک تخته فرش نفیس و ... استقبال شود!!!

گفتم: پس ترکیه برای ایلان ماسک خیلی خرج کرده و استقبال باشکوه‌تر از ایران برای این مهمان

به‌عمل آورده است!

گفت:اتّفاقاً بر عکس اردوغان میزبان ایلان ماسک برای متقاعدساختن وی برای ساخت هفتمین

کارخانۀ تسلا در ترکیه بود، تا ضمن آوردن میلیون‌ها دلار سرمایه و اشتغال‌زایی در پی آن،با انتقال

فناوری ساخت خودروهای برقی ، گامی‌مهم در توسعۀ صنعت نوپای‌خودرو سازی ترکیه بردارد.

گفتم: حتماً اردوغان هدایای گران‌قیمت و نفیسی به ایلان ماسک اهداکرده است!

گفت: در این اجلاس اردوغان به عنوان هدیه یک جلد از کتابی را که شخصاً نوشته بود ،به ایلان

ماسک و یک عدد توپ فوتبال را به پسر خردسال او که در جلسه حاضر بود، هدیه کرد!

و خبری از هدایای گران‌قیمت نبود!

حالا تو از مقایسۀ برخورد مدیران ایران و ترکیه با دو مهمان متفاوت چه نتیجه‌ای می‌گیری؟

گفتم: معلوم است! مدیران ایرانی مهربان‌تر و مهمان‌نوازتر از مدیران ترکیه هستند!

گفت: تو اسم این سوء مدیریّت را مهربانی می‌گذاری؟

گفتم: مثلاً مسئولان مهربان و باگذشت ما چه رفتار مهربانانه‌ای با اختلاسگران عزیز چای دبش و....داشتند!مدیر باید باگذشت و بلندنظر باشد و از خطاهای کوچک خودی‌ها بگذرد! نه این که مثل مدیران ترکیه به جای مهربانی و مهمان‌نوازی،خسّت نشان دهند!

گفت: بله! مدیران ما مهربان و چشم و دل سیر و قانع‌اند!

یک روز یک آشغالی میاد دمِ خانۀ یکی از مدیران خودی و می‌پرسد :آیا آشغال دارید؟

آقای مدیر داد می‌زند: خانوم! آیا توی خانه آشغال داریم؟

خانم پاسخ می‌دهد: بله، داریم .

آقای مدیر به آشغالی می‌گوید: ممنون! خودمان داریم، نمی‌خواهیم!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«مردم آگاه» ، «بهترین پایگاه» فرگرد 2162

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«مردم آگاه» ، «بهترین پایگاه» فرگرد 2162

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

آنان که «صدای خویش» را «ندای دگراندیش» می‌نامند،

«کلام را می‌زیبند» تا «عوام را بفریبند».

آن که با هزار «سخن بلیغ»،خود را «تبلیغ» می‌کند،

او نه تنها «بر طبل تهی می‌کوبد» ،که در حقیقت «بر حبل الهی برمی‌آشوبد».

حکومتی که برای خویش«ماندگاری» می‌خواهد، باید برای مردم،«بیداری» بخواهد،

حکومت‌های مردمی،«مردمِ آگاه» را برای خود «بهترین پایگاه» می‌دانند

و اجازه می‌دهند مردم در «احزابِ آزاد» و «تشکُّل‌های مردم‌نهاد» گردهم آیند.

تودۀ مردم باید «دیده» و صدایشان «شنیده» شود.

«رسانه‌های نقّادی»،«نشانه‌های آزادی» است.

مطبوعات،«صدای رسای مردم» و «ندای مانای تفاهُم» است.

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

#طنزسیاهنمایی. 746  رکورددار جهانی بهره‌وری کدام کشور است؟

#طنزسیاهنمایی. 746

رکورددار جهانی بهره‌وری کدام کشور است؟

گفت: طبق داده‌های منتشر شده از سوی مؤسّسۀ Renew Economy، هزینۀ انرژی خورشیدی در بازۀ بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ شاهد کاهش ۸۸ درصدی بوده است و اکنون در برخی کشورها به گزینه‌ای ارزان‌تر از سوخت‌های فسیلی تبدیل شده‌است. همین موضوع برای تولید آب شیرین از اقیانوس توسّط فرایند نمک‌زدایی هم مطرح است.

گفتم: متاسّفانه کشورهای پیشرفتۀ جهان،کشورهای جهان سوم را به جنگ و جدال‌های محلّی و ایده‌ئولوژیک سرگرم می‌کنند و خود موفّق به این پیشرفت‌های علمی و اقتصادی می‌شوند.

گفت: اتّفاقاً عربستان سعودی به عنوان یک کشور جهان سومی در سال ۲۰۲۱ توانست رکورد جهانی بهره‌وری را بشکند و با مصرف تنها ۲.۲۷۱ کیلووات ساعت برق، ۵ هزار متر مکعب آب شیرین در روز با استفاده از فناوری اسمز معکوس تولید کند. همچنین با راه‌اندازی آب‌شیرین‌کن Sorek B در سال جاری انتظار می‌رود که قیمت هر متر مکعّب آب نمک‌زدایی شده به رکورد ۰.۴۱ دلار برسد.

گفتم: بنابراین کشورهای جهان سوم هم اگر مدیرانی کارآمد داشته باشند،می‌توانند به این پیشرفت‌ها نایل شوند.

گفت:البتّه ما هم باید به جذب مدیرانی کارآمد چون خود!! کمک کنیم!

گفتم:تو در این زمینه چه کمکی کردی؟

گفت: من وقتی در وجود خودم برای مدیریت کشور این همه کارایی یافتم،برای تصدّی یک پست مدیریّتی بالا داوطلب شدم. پس از قبولی در گزینش پیام تشکُّری برای معلّمم نوشتم که بداند که چه شاگرد نابغه‌ای چون من پرورش داده!

گفتم: ممکن است پیام تو دانش‌آموختۀ مدیریّت کلان کشور به معلّمت را ببینم؟

گفت:بله، نوشتم:

ﻣﻮﻋﻠﻢ ﺍﺿﯿﻀﻢ !ﻋﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻤﻦ ﺧﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﻧﻮﺷﻄﻦ ﻋﺎﻣﻮﺧﻄﯽ و من طوانصطم رطبه عوّل عمطهان مدیریط را کثب کنم ،ﺣﻀﺎﺭ ﺑﺎﺭ صپاثگضارم.
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«رنگ» و «نیرنگ»!فرگرد 2161

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«رنگ» و «نیرنگ»!فرگرد 2161

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

«عرش برین بر زبرین» است و «فرش زمین،زیرین».

آن بر «زبر والای جهان» است و این به «زیر پای انسان».

زیرا آسمان «آبی یکرنگ» است و فرش،«سرابی رنگارنگ».

بیاییم از «سیمای انسان» و «سرای جهان»

«رنگ نیرنگی را بزداییم»و آن را به «فرهنگ یکرنگی بیاراییم».

شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی.745  فرهنگیان کدام کشورها بیشترین حقوق را می‌گیرند؟

#طنزسیاهنمایی.745

فرهنگیان کدام کشورها بیشترین حقوق را می‌گیرند؟

گفت: آیا تو می‌دانی معلّمان و فرهنگیان کدام کشورها بیشترین پاداش و حقوق را می‌گیرند؟

گفتم: تو بگو تا بدانم.

گفت: در لوکزامبورک معلّمان از حقوق ۶۴ هزار و ۵۷۱ دلار و ۸۹ سنت مقام اول جهان را دارند.

آلمان با کسب مقام دوم، تعهد خود را به آموزش با کیفیت از طریق حقوق رقابتی معلمان با

میانگین ۶۲ هزار و ۶۹۱ دلار و ۵۲ سنت نشان می‌دهد.

سوییس در میان کشورهایی با بالاترین حقوق معلمان در جهان قرار دارد و با میانگین حقوق۵۴

هزار و ۹۵۴ دلار و ۵۵ سنت به آموزش تعهد دارد.

کره جنوبی با استانداردهای بالای تحصیلی و با میانگین حقوق ۵۳ هزار و ۵۰۵ دلار و ۲۲

سنت برای معلمان، جایگاه چهارم را به خود اختصاص داده و به‌عنوان رهبری در آموزش جهانی

شناخته می‌شود.

معلّمان در کانادا حقوق رقابتی با میانگین ۵۱ هزار و ۲۹۳ دلار و ۶۰ سنت را دریافت می‌کنند.

هلند با رتبه ششم در جهان به معلّمان خود به طور متوسّط ۴۷ هزار و ۸۴۹ دلار و ۹ سنت

حقوق می‌دهد.

معلّمان در استرالیا با حفظ رتبۀ هفتم به‌طور متوسّط ۴۵ هزار و ۳۰۷ دلار و ۸۲ سنت حقوق

دریافت می‌کنند.

آمریکا علی‌رغم تفاوت در بین ایالت‌ها، با متوسّط حقوق ۴۴ هزار و ۵۱۱ دلار و ۷۶ سنت در رتبۀ

هشتم جهان قرار دارد.

حضور ایرلند در ۹ کشور برتر با حقوق رقابتی به‌طور متوسّط ۴۳ هزار و ۶۱۰ هزار و ۲۳ سنت،

سیستم آموزشی قوی و موثّر دارد که به شهرت جهانی مثبت آن کمک می‌کند.

معلّمان اتریش با رتبۀ دهم در سطح جهانی حقوقی معادل ۱۰ هزار ۲۴ دلار و ۲۱ سنت دارند.

تعهّد اتریش به سرمایه‌گذاری در سیستم آموزشی خود بر شناخت نقش محوری معلّمان در

شکل‌دادن به آیندۀ کشور تاکید می‌کند.

گفتم: پس چرا در ایران سطح حقوق معلّمان نسبت به دیگر کشورهای پیشرفته کم است؟

گفت: در ایران معلّمی رفت قصّابی گوشت بخرد. قصّاب او را شناخت .جلو آمد و دست معلّم را

بوسید و یک صندلی آورد و گفت بفرمایید بشینید.

بعد به شاگردش گفت:

دو کیلو گوشت گوساله بدون استخوان، دو کیلو گوشت گوسفند بدون دنبه و دو کیلو گوشت

چرخ کرده برای آقا معلّم بگذار.

آخرکار قصّاب به معلّم گفت: بیایید تا با ماشینم شما را برسانم.

در مسیر معلّم از او پرسید:

ببخشید من هنوز شما را نشناختم. ممکن است خودتان را معرّفی کنید؟

قصّاب گفت: من یکی از دانش آموزان شما بودم که یک روز جدول ضرب از من سوآل کردید.

بلد نبودم و جریمه‌ام کردید .من از مدرسه فرار کردم ،رفتم کارگری در یک قصّابی و آخرالامرم قصّاب

شدم ! الحمدلله حالا چند تا مغازۀ قصّابی و چند مزرعه و اسطبل و پرورش گاو و گوسفند دارم!

معلّم در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت:

کاشکی من هم آن روز با تو از مدرسه فرار کرده بودم!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«علایق» و «سلایق»!فرگرد 2160

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«علایق» و «سلایق»!فرگرد 2160

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

هیچ دو نفر «انسان» در این «جهان بیکران»،

نمی‌یابیم که در همۀ «علایق» و «سلایق» مطلقاً مشترک باشند.

اگر دو نفر در یک «رابطه» با هرگونه «ضابطه»،

هیچ «خلافی» و «اختلافی»با هم نداشته باشند،

«گُمانه» و «نشانۀ» آن است که

یکی از آنان همۀ «رازهای نهفته‌» و «نیازهای نگفته‌»اش را بیان نکرده است.

شفیعی مطهر

#طنزسیاهنمایی.744  بدا به حال روس! بدا به حال روس!

#طنزسیاهنمایی.744

بدا به حال روس! بدا به حال روس!

گفت: آیا غیر از این است که امروزه مهم‌ترین شاخص «قدرت» را نه «قدرت نظامی» ،که

«قدرت اقتصادی» می‌دانند؟

گفتم: بسیار خوب! منظور؟

گفت: آمار صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد در سال ١٩٧٧ تولید ناخالص داخلی سرانه در

کرۀ جنوبی تقریباً نصف ایران بود.

در سال 1395، تولید ناخالص داخلی سرانه در کرۀ جنوبی به 5.5 برابر ایران رسیده بود؛ یعنی در

این بازۀ زمانی اقتصاد کرۀ جنوبی عملکردی تقریبا ١١ برابر بهتر از اقتصاد ما داشته است.

در همین بازۀ زمانی و با همین شیوۀ محاسبه، درمی‌یابیم که عملکرد اقتصاد ترکیه 2.9برابر،

مالزی3.8برابر، برزیل4.2برابر و چین 20 برابر بهتر از عملکرد اقتصاد ما بوده است.

گفتم:خب! منظور؟

گفت: با چه معیار و میزانی برخی با تعبیر احساسی ایران را یکی از قدرت‌های بزرگ می‌پندارند؟

گفتم: هر میهن‌دوستی می‌خواهد کشورش یکی از قدرت‌های بزرگ باشد.تو مگر میهن‌دوست نیستی؟

گفت:من خیلی میهن‌دوست هستم،ولی نمی‌خواهم خودم و مردم را فریب بدهم.

گویند در جنگ دوم روس و ایران وقتی قشون روس به تبریز وارد شد و مصمَّم بود به سمت میانه

حرکت کند دولت ایران خود را در مقابل کار تمام شده‌ای دید و ناچار شد شرایط صلحی که دولت

روس املاء می‌کرد، بپذیرد. فتح‌علی‌شاه برای اعلان ختم جنگ و تصمیم دولت در بستن پیمان

آشتی، [مجلس] سلامی اعلام کرد. قبلاً به جمعی از خاصّان دستوراتی راجع‌به این

که در مقابل هر جمله‌ای از فرمایش‌های شاه چه جواب‌هایی باید بدهند، داده شده بود و

همگی نقش خود را روان کرده بودند.

شاه بر تخت جلوس کرد و دولتیان سرفرود آوردند. شاه به مخاطب سلام، خطاب کرد و فرمود:

«اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یک‌مرتبه بر روس منحوس بتازند

و دمار از روزگار این قوم بی‌ایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟»

مخاطب سلام که در این کمدی نقش خود را خوب حفظ کرده بود، تعظیم سجده‌مانندی کرد و گفت:

«بدا به حال روس! بدا به حال روس!»

شاه مجدّدا پرسید:

«اگر فرمان... صدور یابد که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و توأمان بر این گروه

بی‌دین حمله کنند چطور؟»

جواب عرض کرد: «بدا به حال روس! بدا به حال روس!»

اعلی‌حضرت پرسش را تکرار کردند و فرمودند:

«اگر توپچی‌های خمسه را هم به کمک توپچی‌های مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ‌های

خود تمام دار و دیار این کفّار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟»

باز جواب «بدا به حال روس! بدا به حال روس!» تکرار شد!

خلاصه چندین فقره از این قماش «اگرهای» دیگر که تماماً به جواب یک‌نواخت «بدا به حال روس»

مکرر تایید می‌شد ،رد و بدل شد.

شاه تا این وقت روی تخت نشسته، پشت خود را به دو عدد متّکای مروارید دوز داده بود.

در این‌موقع دریای غضب ملوکانه به جوش آمد و روی دوکنده زانو بلند شد شمشیر خود را که

به کمر بسته بود، به قدر یک وجبی از غلاف بیرون کشید و این دو شعر را که البتّه زادۀ افکار

خودش بود، به طور حماسه با صدای بلند خواند:

کَشَم شمشیر مینایی که شیر از بیشه بگریزد

زنم بر فرق «پسکوویچ» که دود از «پطر» برخیزد

مخاطب سلام با دو نفر که در یمین و یسارش روبه‌روی او ایستاده بودند، خود را به پایۀ تخت قبلۀ

عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند:

«قربان مکَش، مکَش که عالم زیر و رو خواهد شد».

شاه پس‌از لمحه‌ای سکوت گفت:

«حالا که این‌طور صلاح می‌دانید ،ما هم دستور می‌دهیم با این قوم بی‌دین کار به مسالمت ختم کنند».

باز این چند نفر به خاک افتادند و تشکُّرات خود را از طرف تمام بنی‌نوع انسان که اعلی‌حضرت بر

آن‌ها رحم آورده و شمشیر خود را از غلاف نکشیده‌اند، تقدیم پیشگاه قبلۀ عالم نمودند.

شاه با کمال تغیُّر از جا برخاست و رفت که دستور صلح را... به نایب‌السّلطنه بدهد.

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

#شفیعی_مطهر

گفتار شعارمدار یا رفتار شعورمحور؟!

گفتار شعارمدار یا رفتار شعورمحور؟!

«بیشتر ناس» را با «تحریک احساس» می‌توان فریفت؛

ولی با «خودارزی» و «خردورزی»،

هیچ «ادیب»،«فریب» نمی‌خورد.

در سال‌های نخست انقلاب بسیاری از نوجوانان و جوانان با توجُّه به ویژگی‌های سِنّی با تاثیرپذیرفتن

از تبلیغات احساس‌مدار مجاهدین خلق در جرگۀ هواداران آنان قرار گرفتند و به زندان افتادند.

پس از شکست آنان در عملیّات مرصاد،هزاران نفر از این جوانان احساساتی با محاکمه‌هایی

نمایشی و پُرشتاب به جوخۀ اعدام سپرده شدند! در حالی که در محیطی مهرآمیز و فطرت‌انگیز

بسیاری از این جوانان قابل ارشاد و تفاهُم بودند.

برای تبیین منطقی و منصفانۀ نظریّۀ فوق، نمونۀ واقعی زیر را خدمتتان تقدیم می‌کنم.

در همان سال‌ها من سمتی در یکی از زیرمجموعه‌های وزارت کشور داشتم.روزی به هنگام

سخنرانی در جمعی جوانی برخاست و با تندی و شجاعت بدون ترس و واهمه پرسش‌هایی

چالشی را علیه مواضع انقلابی من مطرح کرد. من با این که پاسخ مستدلِّ پرسش‌هایش را

داشتم،در آنجا با ملایمت با او برخورد کردم.

پس از پایان سخنرانی او را به نزد خود فراخواندم و در محیطی احترام‌برانگیز و مودّبانه به

پرسش‌هایش به گونه‌ای پاسخ دادم که احساس حقارت نکند و جبهه نگیرد.

این جوان کم‌کم بر اثر گفتگوهای خردمدار و «جدال احسن» از گرایش‌های احساسی مجاهدین

خلق فاصله گرفت و با خودباوری و خردمداری به انسانی شایسته و منطقی مبدّل شد.

من وقتی در ایشان شایستگی‌هایی انسانی و ارزشی و مدیریّتی یافتم،او را برای تصدّی یک

سمت کلیدی پیشنهاد کردم. پس از چند روز مرحوم آقای زواره‌ای معاون وقت وزیر کشور تلفنی

به من اطّلاع داد که فرد پیشنهادی شما از هواداران مجاهدین خلق است. من به ایشان اطمینان

دادم که که اقدام من هشیارانه و عقل‌مدار است.

ایشان نهایتاً گفتند: پس مسئولیت آن بر عهدۀ شما!

و من پذیرفتم.

یعدها من پس از 4 سال از وزارت کشور به وزارت متبوع خود آموزش و پرورش برگشتم،

ولی ایشان با نشان‌دادن لیاقت و کفایت به سمت‌های کلیدی بالاتری هم ارتقا یافتند و پس

از خدمات بزرگی که صادقانه نسبت به مُلک و ملّت انجام دادند،با خوش‌نامی و احترام بازنشسته

شدند و هنوز منشاء خدمات بزرگی نسبت به جامعۀ ایران هستند.

آیا این گونه رفتار مبتنی بر اخلاق اسلامی و با توسُّل به «جدال احسن» دربارۀ بسیاری از آن

جوانان قابل تعمیم نبود؟جوانانی که فقط شیفته و فریفتۀ شعارهایی واهی و احساسی شده بودند!

شفیعی مطهر

«پُرگویی» یا «دُرجویی»؟!فرگرد 2159

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر

«پُرگویی» یا «دُرجویی»؟!فرگرد 2159

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

آنان که «پُرمی‌گویند»، ولی «دُرنمی‌جویند»،

«گاه می‌لرزند» و در «چاه می‌لغزند».

آنچه «اشتباه»را به «گناه» می‌آلاید،

«انکار فهم» و «اصرار بر وهم» است.

آنچه «انسان را غرق» و «جهان را دچار خرق» می‌کند

«زیر آب ماندن» است و در «مسیر سراب راندن»؛

وگرنه «افتادن در کورۀ آب» و «خواندن سورۀ سراب»،

«راه رهایی» و «گذرگاه آگاهی» را نمی‌بندد.

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

خرق: شکافتن،چاک دادن،دریدگی

#طنزسیاهنمایی.743  خودش را بیار، ولی اسمش را نیار!!

#طنزسیاهنمایی.743

خودش را بیار، ولی اسمش را نیار!!

گفت: ‏استالین در یکی از جلسات معمول خود ، خواست که برای او مرغی بیاورند:

او آن را گرفت و در حالی که با یك دست آن را می‌فشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای

آن مرغ کرد...

مرغ از درد فریاد می‌زد و سعی می‌کرد از هر راهی که شده فرار کند ولی نتوانست چون دستان

استالین برای او خیلی نیرومند بود.

خلاصه استالین بدون هیچ مشکلی توانست همۀ پرها را از بدن مرغ بکند و پس از پایان کار

به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتّفاقی می‌افتد!

او مرغ را روی زمین گذاشت و از او دور شد ، رفت تا مقداری گندم بیآورد.

همکارانش در کمال تعجّب او را مشاهده می‌کردند ، درحالی که مرغ بیچاره در حال درد و

خون‌ریزی بود، او را دنبال می‌کرد.

سپس استالین با دانه‌های گندمی که در دست داشت، مرغ را به هر گوشه از اتاق به‌سمت

خود می‌کشید.

در همۀ این مراحل مرغ پی‌درپی او را تعقیب می‌کرد و قدم‌به‌قدم دنبال او می‌رفت.‏در این

مرحله استالین به دستیاران متعجِّب خود روی کرد و گفت :

احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند.

مشاهده کردید که مرغ با وجود تحمُّل تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم باز هم مرا

تعقیب کرد تا دانه‌ای برای زنده بودنش از من بگیرد!

گفتم: خب،حالا چه نتیجه‌ای از این روایت تاریخی می‌خواهی بگیری؟

گفت : می‌خواهم اثبات کنم که جامعۀ احمق‌ها را به همین راحتی می‎توان اداره کرد!

گفتم: آری،این استنتاج درستی است،ولی چه ربطی به جامعۀ امروز ما دارد؟

گفت: اتّفاقاً اکثریّت جامعۀ امروز ما مردمی آگاه،بیدار و اهل تحلیل و تشخیص هستند و

به مسائل سیاسی و اجتماعی روز اشراف دارند.علّت بیان این تمثیل این است که برخی

از مدیران و مسئولان در «زبان قال» مردم را فهیم و آگاه می‌نامند،ولی در «بیان حال» یعنی

در باطن مردم را فاقد درک و فهم می‌پندارند! مگر نشنیده‌ای آن ضرب‌المثل را که می‌گویند:

«خودش را بیار، ولی اسمش را نیار.»؟

این مسئولان نیز خودش را می‌آورند،ولی اسمش را نمی‌آورند!عملاً مردم را تحقیرمی‌کنند،

ولی اسمش را تجلیل و تکریم می‌گذارند!

ملک علاءالدّین از فرمانروایان سلسلۀ غوریان قصد بهرام‌شاه کرد و بهرام‌شاه با او در کنار آب

باران مصاف داد. بهرام‌شاه با وجود این که دویست فیل جنگی داشت، از علاءالدّین شکست

خورد و شب از شدّت سرما به خانۀ دهقانی پناه برد.

گفت: طعام چه داری؟

مرد دهقان پنیر و پونۀ لب جویی آورد. چون تناول کرد، به استراحت مشغول شد و از دهقان

روانداز طلب کرد.

نمدی به او دادند، و گفتند: برو و آن گوشۀ چادر بخواب.

بهرام‌شاه که توقّع چنین رفتاری را نداشت و می‌خواست به واسطۀ موقعیّت‌اش بهترین غذا

و بهترین جای چادر بخوابد، خیلی ناراحت شد و قبول نکرد که نمد را به دور خود بپیچد و بخوابد.

مرد دهقان که خیلی خسته بود، نمد را به دور خود پیچید و خوابید.

ساعتی از شب که رفت، سرما بر او غلبه کرد و رفت نمد را به دور خود پیچید تا بخوابد، کمی

خوابید، ولی پس از مدّتی دوباره از شدّت سرما و لرز بیدار شد، هرچه نگاه کرد چیزی برای

گرم‌کردن خود پیدا نکرد. شروع کرد به داد و بیداد که این چه رسم مهمان‌نوازی است؟!

دهقان گفت: پالان خر آن گوشه هست! اگر می‌خواهی آن را برایت بیاورم؟

بهرام‌شاه ناراحت شد و هیچ نگفت و خواست بخوابد ولی نتوانست. سرما به حدّی بر او

غلبه کرد که گفت: باشد، خودش را بیار، ولی اسمش را نیار!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«نقدکردن» یا «شُخم‌زدن»؟!

«نقدکردن» یا «شُخم‌زدن»؟!

شفیعی مطهر

همۀ ارزش‌های اخلاقی،فرهنگی و اجتماعی تا به صورت یک فرهنگ درنیاید،در جامعه ماندگار

نمی‌شود. مثلاً «نقد و انتقاد»، در عرصۀ نظری،به عنوان یک ارزشِ اخلاقی ، فرهنگی و اجتماعی به‌

رسمیّت شناخته شده و مورد پذیرش همۀ نُخبگان، بزرگان،نویسندگان و آفرینشگران آثار علمی

و هنری است؛ولی در عرصۀ عمل معمولاً نه انتقادکننده ،فرهنگ نقّادی را رعایت می‌کند و

نه انتقادشونده،واکنشی انتقادپذیر نشان می‌دهد.

اخیرا این قلم کتابی تحت عنوان «اندیشمان هودهنگری» به نگارش درآورد که مکتب جدیدی را

به عرصۀ فرهنگ کشور ارائه داد.در نشستی علمی،فرهنگی برای ارائۀ این کتاب دعوت شدم.

زمان من برای ارائۀ این کتاب 350 صفحه‌ای حدود نیم ساعت بود. پس از پایان عرایض من آقایی

پشت تریبون قرار گرفت و مسائلی را به عنوان نقد این کتاب مطرح کرد که هیچ ربطی به محتوای

کتاب من نداشت! و جالب این که هیچ وقتی هم برای پاسخ‌دادن من در برنامه پیش‌بینی نشده

بود و جلسه با تصوُّراتی مبهم از موضوع جلسه به‌پایان رسید.

پس از پایان این نمایش از نقدکننده پرسیدم: این چه نقدی بود از کتاب من؟

پاسخ داد: فلانی(مدیر جلسه) به من گفت: کتاب را شخم بزن!!

*******

انتقاد،نه «جنگی برای تاختن»،که «فرهنگی برای ساختن» است

و گفتگو،«بهترین قانون هم‌افزایی» است،نه «برترین تریبون خودستایی»!

آنان که از «نوح،روح» می‌گیرند و از «شعیب،عیب» ،

ای کاش «پیامی صاف» و «کمی انصاف» هم داشته باشند!

(این قلم در کتاب «ضرورت و مبانی مشارکت» و چندین مقالۀ دیگر آداب و آفات گفتگو،نقد و

انتقاد را مفصّل نوشته و توضیح داده‌است.)