رسم به‌کارگیری الاغ‌ برای کارهای تخصّصی،

قصّه‌های شهر هرت، قصّۀ 211

روزی اعلی‌حضرت هردمبیل شاه شهر هرت عازم ماهیگیری بود، پس از هواشناس سلطنتی خواست که وضع هوا را برای چند ساعت آینده پیش‌بینی کند.
هواشناس به او اطمینان داد که امروز هیچ احتمال بارندگی وجود ندارد.
بنابراین شاه و ملکه به ماهیگیری رفتند‌. در راه، به مردی فقیر با لباسی مندرس برخوردند که سوار بر الاغی بود‌. مرد فقیر گفت:

اعلی حضرت، شما باید فوراً به کاخ برگردید. بزودی باران زیادی خواهد بارید.
پادشاه گفت:

من یک هواشناس بسیار متخصّص و حرفه‌ای دارم و دستمزد بالایی به او می‌دهم. او پیش‌بینی کرده که امروز خبری از بارندگی نخواهد بود و من به او اعتماد دارم.

پادشاه به راهش ادامه داد‌. ولی اندکی بعد باران تندی بارید؛ به طوری که شاه و ملکه را کاملاً خیس کرد. شاه در حالی که آب از او می‌چکید، به کاخ برگشت و با عصبانیت دستور داد هواشناس را اخراج کنند‌، سپس آن مرد فقیر را فراخواند و مقام هواشناس سلطنتی را به او پیشنهاد کرد‌.

مرد فقیر گفت: اعلی‌حضرتا، من چیزی ار هواشناسی نمی‌دانم و در این زمینه، اطّلاعاتم را از الاغم‌ به دست می‌آورم.
پادشاه پرسید: چطور؟
مرد فقیر توضیح داد: من گوش‌های الاغم‌ را نگاه می‌کنم. اگر گوش‌هایش راست باشد، نشانۀ هوای خوب و آفتابی است. اما اگر گوش‌هایش پایین افتاده باشد، با اطمینان می‌فهمم که به زودی باران خواهد گرفت‌.

پادشاه با شنیدن این داستان، صاحب الاغ را مرخّص و الاغ وی را استخدام کرد!

گفته می‌شود از آن زمان به بعد بود که رسم به‌کارگیری الاغ‌ برای کار در پُست‌های مهم و تخصّصی دولتی در شهر هرت باب شد ...

(با بهره‌گیری از سوژۀ یک داستان بدون ذکر نام نویسنده)

برای دستیابی به دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در

کانال گزین‌گویه‌های مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.

https://t.me/nedayemotahar