«ادامۀ حیات» و «استدامۀ اصلاحات»/فرگرد 1804

هر پگاه نو با یک نگاه نو

«ادامۀ حیات» و «استدامۀ اصلاحات»/فرگرد 1804

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

هیچ «خیزش انسانی» یا هیچ «جنبش جهانی» نیست،

که در «پهنای زمین» و «درازای زمان»،

برای «چشم انداز حیات» ،«بی نیاز از اصلاحات» باشد.

«ادامۀ حیات» در «استدامۀ اصلاحات» است.

آنان که هر گونه «اصلاح» را به «صلاح» نمی دانند،

«اصل تدبیر» و «فصل تغییر» را نمی فهمند.

«جان اَلَستی» در «جهان هستی»،

نه «روانی رام» دارد و نه «آنی،آرام».

همۀ هستی در «حال تغییر» و «کمال تاثیر» است.

هر «پدیده» و «آفریده»،

که «تاثیر نگیرد» و «تغییر را نپذیرد»،

«محروم از هستی» و «محکوم به نیستی» است.

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

استدامه: همیشگی،همیشه بودن

چشم انداز: دورنما

اَلَستی: ازلی

دانلود رایگان کتاب ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین گویه های مطهر

https://t.me/nedayemotahar

#طنزسیاهنمایی. 382  درک درست مسئولان!

#طنزسیاهنمایی. 382

درک درست مسئولان!

گفت: برخی نقّادان سیاسی می گویند مسئولان درک درستی از امور جاری کشور ندارند.

گفتم: آیا تو هم چنین نظری داری؟

گفت: نه ! به هیچ وجه! اتّفاقاّ بسیاری از مسئولان کاملاً درک درستی از اوضاع دارند!

گفتم: به چه دلیل؟

گفت: چون خودشان فرزندانشان را به خارج از کشور می فرستند!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

دانلود رایگان کتاب ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین گویه های مطهر

https://t.me/nedayemotahar

«صاحب زریر» یا «مُصاحب وزیر»؟!/فرگرد 1803

هر پگاه نو با یک نگاه نو

«صاحب زریر» یا «مُصاحب وزیر»؟!/فرگرد 1803

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

در «حکومت بیداد» و «حاکمیّت استبداد»،

هر که «آگاه تر»،روزگارش «تباه تر»

و هر که «بی خیال تر»،«خوشحال تر»!

«گروهی می فهمند» و «انبوهی در وهم اند»!

آنان «رنج» می برند و اینان،«گنج»!

آنان در واقع «صاحب زریر» اند و اینان،«مُصاحب وزیر»!

برای این که به این «سُلطۀ سُلطان»،«نُقطۀ پایان» بگذاریم،

باید از هر «دبستان» یک «ادبستان» بسازیم

و از هر «دبیرستان» یک «تدبیرستان»!

تا «فردها،فردا» را بسازند و «جان ها،جهان» را!

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

صاحب: یار و دوست

زریر:تیزهوش،زیرک

مُصاحب: یار و همدم،همصحبت

#طنزسیاهنمایی 379  این اعداد و ارقام لعنتی!!

#طنزسیاهنمایی 379

این اعداد و ارقام لعنتی!!

گفت: آیا تو متوسط درآمد ماهانه کشورهای دنیا را می دانی؟

گفتم: نه! بگو تا بدانم.

گفت: مثلاً چند کشور را می گویم. موناکو با 15 هزار دلار در ماه، بالاترین درآمد ماهیانه را از آن خود کرده است و نروژ با 7 هزار دلار، ایرلند با 6 هزار دلار و آمریکا با 5 هزار دلار و قطر بیش از 4 هزار دلار از کشورهای با درآمد بالای ماهیانه محسوب می‌شوند.

گفتم: چرا ایران را نمی گویی که با داشتن حدود یک درصد جمعیت جهانی حدود 9 درصد منابع و ذخایر زیرزمینی دنیا را دارد؟یعنی هر شهروند ایرانی باید 9 برابر شهروند جهانی رفاه،آموزش و پرورش،بهداشت،مسکن ،معیشت و...داشته باشد.

گفت: درآمد ایرانی ها تنها 247 دلار ارزیابی شده است.

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟

گفت: من یا این اعداد و ارقام؟

گفتم: چه کنیم که تو این قدر با اعداد و ارقام #سیاهنمایی نکنی؟

گفت: این اعداد و ارقام لعنتی!!! و عقلانیت و دانش را از زندگی بردار و تنها با شعار زندگی کن! آن گاه همه چیز گل و بلبل می شود!

گفتم: آخرش #سیاهنمایی کردی!

شفیعی مطهر

هر «پگاهِ پاک» با «نگاهِ ادراک»!فرگرد 1800

هر پگاه نو با یک نگاه نو

هر «پگاهِ پاک» با «نگاهِ ادراک»!فرگرد 1800

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

«گُلِ آفتابگردان»،«سَمبُلِ آفتابِ گردون» است.

این گل،«نماد وفاداری» و «نمود سپاسگزاری» است.

او «آهسته به مرور می رویَد» و «پیوسته نور می جویَد».

او از «التهاب،خواب» ندارد و از دیدن «آفتاب،تاب» .

«روی به سوی طلوع» دارد و «بوی نکوی خضوع».

همشه «سایۀ سینۀ سپهر را می نگرد» و «آیۀ گنجینۀ مهر را می نگارد».

«دلگیر از ابر بهار» است و «ناگزیر از صبر پایدار».

این گُل به «چمن، رنگ» می بخشد و به «من،فرهنگ».

او «وفاق را می شناسد» و از «نفاق می هراسد».

«زمان،زمانۀ نقاب» است و «زمین،زمینۀ انقلاب»!

باید به «سپهرِ روزان نگریست» و بر«مهرِ فروزان گریست»!

بیاییم در هر «پگاهِ پاک» با «نگاهِ ادراک»،

«آفتاب زندگی را بنگریم» و «کتاب ارزندگی را بنگاریم».

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

سَمبُل: نماد،نشانه

گردون:چرخ،آسمان

حال سعه» و «نهال توسعه»/فرگرد 1799

هر پگاه نو با یک نگاه نو

«حال سعه» و «نهال توسعه»/فرگرد 1799

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

«راه آزادی» و «شاهراه شادی»،

نه از «خیابان های خسته» می گذرد و نه با «مُشت های بسته».

«حال سعه» و «نهال توسعه»،

نه با «شورش توده ها» به ثمر می رسد،نه با «یورش ستوده ها».

بلکه تنها «نوید نجات» و «کلید حیات»،

«رامش کتابخانه ها» و «آرامش فرزانه ها» است.

همان کتابخانه هایی که امروز «سوگیانۀ طاغوت ها» و «آشیانۀ عنکبوت ها» است.

«آفتاب شادی» از اُفُقِ «کتاب ارشادی» طلوع می کند

و «فرشتۀ نیکی» ، «سرشتۀ تاریکی» را می زداید

و «همۀ هنگامه» و «همهمۀ خودکامه»را فرومی ریزد.

کتاب،«مغزها را شکوفا» می کند و «نغزها را گویا».

«شمع نیکی ها» را در «جمع تاریکی ها» می افروزد

و «خفتگان را بیدار» و «آشفتگان را هُشیار» می کند.

در هر «واژۀ کتاب» صد «تیراژۀ آفتاب» نهفته است.

«بخوانیم واژه های نور» را و «بیفشانیم تیراژه های شعور» را

تا «نور آگاهی قلم» ،«سور سیاهی ستم» را درهم بشکند.

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

سعه:توانگری،توانایی،فراخی

ارشاد: هدایت،راهنمایی

ستوده ها: افراد خوشنام و نام آور

سوگیانه: لباس ماتم

سرشته:آغشته

سور: جشن،بزم

تیراژه: رنگین کمان

هنگامه:هیاهو،معرکه

نغز: خوب،نیکو،هر چیز خوش آیند

#طنزسیاهنمایی. 378  ایفا یا فیفا؟!

#طنزسیاهنمایی. 378

ایفا یا فیفا؟!

گفت: آیا مسئولان باید مفادّ قانون را عمل کنند یا گوش به فرمان تریبون‌های یک طرفه‌ باشند؟

گفتم: بدیهی است باید مفاد قانون را عمل کنند.حالا چه کاری خلاف قانون کرده اند؟

گفت: ورزش و بویژه ورزش فوتبال بدون اغراق یکی از محمل‌های شادی و نشاط و سرزندگی به خصوص نسل جوان است. سال‌هاست درب‌های استادیوم‌ها به ر‌وی زنان ایران بسته است و این نشاط و سرزندگی از آن ها سلب می‌شود. هیچ قانونی هم ورود آن ها را به استادیوم منع نکرده است،من نمی دانم مسئولان به استناد چه قانونی این حقّ مسلّم نیمی از جمعیت کشور را سلب می کنند.

گفتم: حالا که شنیده ام برای نخستین بار پانصد نفر از بانوان را به استادیوم راه داده اند.

گفت: بله! اتّفاقاً حرف من این است که چرا باید به نام دین در برابر مطالبه‌ای مانند رفتن به ورزشگاه مقابله شود و کار به جایی برسد که بگویند: «فشارهای فیفا به داد زنان ایران رسید!»

حالا این ها وظیفۀ خود را ایفا می کنند،یا دستور فیفا را؟!

کدخدایی بود که می خواست قدرت خود را به رخ دیگران بکشد. بنابراین دستور داد همۀ اهالی روستا باید کلاه نمدی بر سر بگذارند و برای این که به دستور خود رنگ مذهبی و تقدُّس هم بدهد افزوده بود که این دستور خداست. روزی چوپانی با سر برهنه از صحرا وارد روستا شد. تا نگاهش به کدخدا افتاد، تکّۀ نمدی روی سر خود کشید! به او گفتند:

اگر این کار برای خداست،چرا تا کدخدا را دیدی ،این کار را کردی؟

پاسخ داد: این دیگر از ترس خدا نبود،از ترس کدخدا بود!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«پاس» و «سپاس»/فرگرد1798

هر پگاه نو با یک نگاه نو

«پاس» و «سپاس»/فرگرد1798

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺

تو را «نومید نسازد» و به «تردید نیندازد»،

«فرناسی فرومایگان» و «ناسپاسی دون پایگان»،

که از «تلاش های روزانه» و «کنگاش های دلسوزانۀ» تو

«سود می جویند» و «راه بهبود را می پویند»؛

زیرا خدایی زحمات تو را «پاس می دارد» و «سپاس می گزارد»،

که از کار تو نه «بهره ای می برد» و نه به «ذرّه ای می رسد».

و نسبت به تلاش های تو نه «آز» دارد و نه «نیاز».

بنابراین جز او «وابستگی را نباید» و «دلبستگی را نشاید»!

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺

آز: جرص و طمع

#طنزسیاهنمایی.377  می بینید که نمی شود!!!

#طنزسیاهنمایی.377

می بینید که نمی شود!!!

گفت: بیش از یک سال از آغاز کار این دولت انقلابی می گذرد. چرا به قول هایی که داده بودند،عمل نکردند؟

گفتم: چه قول هایی دادند؟

گفت: مثلاً برای امروز وعده داده بودند:
۱.یک‌میلیون واحد مسکن
۲.یک‌میلیون شغل
۳.تورم تک‌رقمی
۴.اینترنت رایگان
۵.کاهش ۵۰درصدی هزینه درمان
۶.حل مشکل بورس
۷. متناسب‌سازی حقوق مردم با تورم
۸.حل مشکل مسکن جوانان در شرف ازدواج
و...

گفتم: کمی انصاف بده!یک دولت در این شرایط سخت تحریم و بحران اقتصادی چطور می تواند این همه برنامه های دشوار را عملی سازد؟

گفت: ما هم این را می دانستیم،که نمی توانند،ولی خودشان قول دادند!

می گویند پهلوانی تنومند و معرکه گیر وسط میدان ایستاده و جمعیت زیادی دور او حلقه زده بودند .او آفتابه کوچکی را به همه خلق نشان می داد و ادّعا می کرد که با این هیکل درشت و تنومند خود می رود توی این آفتابه کوچک! همۀ مردم هم ناباورانه و متعجّبانه او را نگاه می کردند.

پهلوان می گفت: اگر شما جمعیت صدهزار تومان به من بدهید،من قول می دهم بروم توی این آفتابه!

مردم یک پارچه فریاد می زدند که این کار محاله! محاله!

اما برای ارضای حسِّ کنجکاوی خود به هر قیمتی بود صدهزار تومان جمع کردند و به او دادند و گفتند:

حالا ببینیم چطور می روی توی آفتابه؟!

مرد پهلوان اول کوشید با فشار، سر خود را توی آفتابه فروکند! ولی هر چه فشاد داد نرفت که نرفت!

بعد پای راست خود و سپس پای چپ را به داخل آفتابه فشار داد؛باز هم نرفت!در آخر کوشید دستانش را توی آفتابه کند،باز هم نشد که نشد!

سر انجام با نومیدی آفتابه را گذاشت روی زمین و رویش را به مردم کرد و گفت:

مردم! شاهد بودید که من همه تلاشم را کردم که بروم توی آفتابه،ولی می بینید که نمی شود!!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

#شفیعی_مطهر

«علّامۀ پارسا» یا «خودکامۀ پریسا»؟!/فرگرد1797

هر پگاه نو با یک نگاه نو

«علّامۀ پارسا» یا «خودکامۀ پریسا»؟!/فرگرد1797

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

هر «خودکامه» در هر «جامه»،

اگر چه «دلق بپوشد»، بر «خلق می خروشد».

اگر او امروز با «تحکُّم» بر «مردُم» می تازد،

و بر «صدر صدارت نشسته» و «قدر قدرت را دانسته»،

هر «نیروی باافرند» و «بازوی توانمند»،

و هر «یار» که در «اختیار» دارد،

همه را با هر «علّت» از «ملّت» دارد.

این مردم اند که از یک «علّامۀ پارسا» ،«خودکامۀ پریسا» می سازند!

اگر مردم «حقیر» و «قابل تحقیر» نباشند،

هیچ «جبّار» نمی تواند با «اِجبار»،

بر آنان «فرمان براند» و «جان ستاند»!

اگر مردم او را «باری نخوانند» و «یاری نرسانند»،

بزودی چون «کوهی از برف» و «انبوهی از حرف» فرومی ریزد.

و از «هاله سانی مرّیخ» به «زباله دانی تاریخ» فرومی افتد!

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

قدر: ارزش،توانگری

افرند:فرّ و شکوه،زیب و زیبایی

باری: خالق، آفریدگار،آفریننده

پریسا: افسونگر

هاله: دایرۀ روشن گرداگرد ماه

هاله سان: چون هاله

#طنزسیاهنمایی. 376  خودشو بیار،اسمشو نیار!!

#طنزسیاهنمایی. 376

خودشو بیار،اسمشو نیار!!

گفت:آقای اسماعیلی " وزیر ارشاد " فرموده اند:
از کلماتی همچون (ممنوع‌التّصویری) استفاده نکنید.من مخالف استفاده از ادبیات خشن و کلماتی که بار معنایی منفی دارد در مواجهه با اهل هنر هستم./ایلنا

گفتم: درود بر این وزیر کاردان و زیرک! آیا منظور ایشان این است که دیگر هیچ کس را در ایران ممنوع التّصویر و ممنوع الکار! و ممنوع الاسم و ممنوع ال....نمی کنند؟

گفت: نه! تو دیگر این همه پرتوقُّع نباش و خودت را لوس نکن! منظور ایشان این است که از این عنوان استفاده نکنید!وگرنه مثل گذشته هر کاری می خواهید بکنید!فقط اسمش را نیاورید!

می گویند روزی ناصرالدّین شاه در شکارگاه همراهان خود را گم کرد. شب فرارسید .ناگزیر دنبال پناهگاه امنی می گشت تا شب را در آنجا بگذراند. ناگهان قلعه ای را دید. جلو رفت و در زد. یک روستایی در را باز کرد. ناصرالدّین شاه از او خواست اجازه دهد تا شب را در آنجا سپری کند. میزبان پذیرفت. شب سردی بود. ناصرالدّین شاه از میزبان پتو یا رواندازی خواست. میزبان گفت:

ما فقط یک جُل قاطر داریم!

ناصرالدّین شاه برآشفت که «شاهنشاه و جُلِ قاطر؟!»

ساعتی گذشت. شاه به شدّت از سرما می لرزید. ناگزیر میزبان را صدا کرد و به او گفت:

«آن رواندازی که می گفتی خودشو بیار،ولی اسمشو نیار!»

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

شناخت حق و باطل /فرگرد1796

هر پگاه نو با یک نگاه نو

شناخت حق و باطل /فرگرد1796

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

بسیاری از مردم از «حقیقت تلخ» چون «طریقت سَلخ»،

«می گریزند» و با آن «می ستیزند»؛

ولی «دروغ شیرین» را چون «توغ زرّین»

«برمی افرازند» و بدان «می نازند».

برای شناخت حق از باطل هر «بخرد» از «خرد» بهره می جوید

و هر «فرناس» از «احساس»!

آن با «فهم استدلالی» خشنود می شود و این با «وهم خیالی»!

آن با «نور می اندیشد» و این با «شور می پریشد»!

آن می خواهد «بیدار» و «هُشیار» باشد

و این می خواهد «رام دریابد» و «آرام بخوابد»!

آن «سگالش را می شناسد» و این از «چالش می هراسد»!

بیاییم هیچ «روایت نقلی» را بدون «درایت عقلی» نپذیریم

و هیچ «آیت آسمانی» را بدون «هدایت عقلانی» نخوانیم!

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

سَلخ: پوست کندن

توغ: پرچم،رایت،عَلَم

فرناس: غافل،نادان

چالش: جنگ و جدال و جولان،گفتگوی با مخالف

#طنزسیاهنمایی. 375  نوع نگاه!!

#طنزسیاهنمایی. 375

نوع نگاه!!

گفت: واقعاً بنازم به این دقّت نظر وزیر تیزبین اقتصاد!

گفتم: چه کرده اند؟

گفت: فرموده اند: امروز می دانیم چه فردی از کدام نانوایی نان خریده است!

گفتم: آفرین بر این احساس مسئولیت و احسنت بر این دولت انقلابی! حالا من مانده ام که آقای وزیر می داند من امروز از کدام نانوایی نام خریده ام،ولی چطور وقتی 92 هزار میلیارد از بیت المال را اختلاس می کردند،ایشان ندیدند؟

گفت: ایشان مسائل کشور را اهمّ و فی الاهم می کنند و مسائل مهمِّ کشور را زیر نظر دارند!!

می گویند از آقایی پرسیدند: در خانۀ شما مردسالاری حاکم است،یا زن سالاری؟

با غروز پاسخ داد: البتّه مردسالاری! مثلا دربارۀ همۀ مسائل مهمِّ دنیا چون برجام ،فلسطین ،حملۀ روسیه به اوکراین و....من نظر می دهم.ولی دربارۀ مسائل کوچک چون هزینه های منزل و معیشت،نوع خوراک و پوشاک،انتخاب مسکن و خودرو و...خانم نظر می دهند!!

گفتم:باز هم #سیاهنمایی کردی؟

شفیعی مطهر

پیروزی یا شکست؟ /فرگرد1795

هر پگاه نو با یک نگاه نو

پیروزی یا شکست؟ /فرگرد1795

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

معمولاً هر «پیروزی» ما را به «بهروزی» می رساند؛

ولی آن چه «ترس را می سوزد» و به ما «درس می آموزد» ،

«شکست ها» و «بن بست ها» است.

پیروزی،«انسان را شاد» و «روان را آزاد» می کند،

ولی شکست،«ریشه را به رشاد» و «اندیشه را ارشاد» فرامی خواند.

اگر با «بینش بهره وری» و «نگرش هوده نگری» دنیا را بنگریم،

هر «عبارت،عبرتی» دربر دارد و هر «بصارتی،بصیرتی»!

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

رشاد: راستی و ایستادگی و پیروزی

ارشاد: راهنمایی،رهبری

بصارت:بیناشدن،بینایی

بصیرت: بینش

#طنزسیاهنمایی.374  باز هم ایشان!!

#طنزسیاهنمایی.374

باز هم ایشان!!

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺

گفت: آقای رئیس جمهور چرا آقای مخبر را از سمت معاون اولی برکنار نمی کند و مدیر بهتری را به جای او برنمی گزیند؟

گفتم :ایشان چه ضعفی دارد؟

گفت: آقای جواد کریمی قدوسی فعّال سیاسی اصولگرا نوشت:
🔹️رییس جمهور محترم تاکید دارم بنابر مشاهدات عمومی جناب مخبر از توانایی لازم برای این جایگاه برخوردار نیست؛ ایشان برای حفظ فردایش هزینه ' می کند و از قدرت مدیریت راهبردی تهی دست است و توانایی اقناع جامعه را ندارد. ماندن ایشان برای یک' ساعت هم ضرر است. #سیاسی

گفتم: آیا تو هم نظر آقای کریمی قدوسی را تایید می کنی؟

گفت: صد در صد!

گفتم: چه کسی یا کسانی را بهتر از ایشان در دستگاه دولت سراغ داری؟

گفت: فکر اینجایش را دیگر نکرده بودم! حق با توست!چون ایشان را با هر کدام از دولتمردان می سنجم، می بینم چه کسی بهتر ایشان؟!!

گفتم: باید به دولت انقلابی از جمله ایشان فرصت بدهیم تا قول های خود را عملی کنند.

گفت: از عزرائیل پرسیدند: آیا تاکنون از انجام کاری پشیمان و ناراحت شده ای؟!

گفت: فقط در یک مورد!

وقتی به خانه یک ایرانی رفتم که از من یک خواهش داشت.

او گفت : چند روزی به من مهلت بده قرار است تا اجرای قول های این دولت انقلابی را ببینم! و بمیرم !!

من قبول کردم و گفتم :فقط تا آن زمان و به محض اجرا شدن، جانت را می گیرم و الان بسیار پشیمانم‼
چون بعد از گذشت یک سال هنوز نتوانستم جانش را بگیرم و شوربختانه فکر نکنم بتوانم جان او را بگیرم ،چون او آخر جان مرا می گیرد!!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!

شفیعی مطهر

«شیر سیاست» با «شمشیر قداست»!/فرگرد1794

هر پگاه نو با یک نگاه نو

«شیر سیاست» با «شمشیر قداست»!/فرگرد1794

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

هر «دین پاک» و «آیین تابناک»،

برادری «خلّاق» دارد به نام «اخلاق».

اخلاق ،جامعه را از «رذایل می پیراید» و به «فضایل می آراید».

ولی اگر «قاب نفاق» در «نقاب اخلاق»،

با «اصحاب صدارت بیامیزد» این درس را به «ارباب قدرت می آموزد»،

که بر تن هر «کامۀ ریاست» ، «جامۀ مصلحت» بپوشاند.

آن گاه «شیر سیاست» با «شمشیر قداست»،

هم «دین خلّاق» را سرمی بُرَد و هم «آیین اخلاق» را!

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

اعتراف یک اختلاسگر!!  (خاطره ها و مخاطره ها)

اعتراف یک اختلاسگر!!

(خاطره ها و مخاطره ها)

شفیعی مطهر

این روزها اختلاسگران نام آور در مسابقه ای بی سابقه هر روز در پی شکستن رکوردهای پیشین قد برمی افرازند،من هم به فکر افتادم تا از یک اختلاس قدیمی پرده بردارم تا به همۀ اختلاسگران محترم بگویم روزی که ما باب اختلاس را گشودیم،شماها کجا بودید؟!

روزی و روزگاری در حدود 34 سال پیش من مدیرکل آموزش و پرورش یکی از استان های کشور بودم. پس از استعفا از آن سمت به شهر خود برگشتم و به تدریس مشغول شدم. روزی مسئول دبیرخانه اداره به من زنگ زد و گفت:

احضاریه ای از دیوان محاسبات کشور برای شما آمده که من نگذاشته ام کسی از مفاد آن مطّلع شود،لذا می خواهم شخصاً و محرمانه به دست شما برسانم که همچنان محرمانه بماند!

من پرسیدم: مگر علّت احضار و مفادّ احضاریه چیست که باید محرمانه بماند؟

پاسخ داد: شما را به اتّهام «اختلاس!!» احضار کرده اند! من چون می دانم شما انسانی پاکدست هستید،نمی خواهم آبروی شما برود!

من ضمن تشکر با هماهنگی ایشان احضاریه را گرفتم و در تاریخ مقرّر به دیوان محاسبات در تهران مراجعه کردم. انصافاً برخورد آنان محترمانه بود. وقتی علّت احضار و موضوع اختلاس را پرسیدم،پاسخ دادند:

شما مرکز تربیت معلّم را به دانشگاه آزاد اسلامی اجاره داده اید و دانشگاه آزاد جمعاً 65 هزار تومان بابت اجاره به مرکز تربیت معلم پرداخته و ما بررسی کرده ایم و اتّفاقاً همۀ مبلغ اجاره در مرکز تربیت معلم هزینه شده و ریالی از آن نه در جیب شما رفته و نه در جیب دیگری!

گفتم: پس اتّهام من و اختلاس من چیست؟

گفتند: با توجه به اصل 53 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران‌ شما باید دستور می دادید آن مبلغ 65 هزار تومان (650هزار ریال) به حساب خزانه واریز شود.در حالی که در پرداخت هزینه های آب و برق و تلفن مرکز تربیت معلم صرف شده است.
من پاسخ دادم : اجازه دهید ماجرای آن را برایتان توضیح دهم.

من ادامه دادم: روزی رئیس مرکز تربیت معلّم نزد من آمد و گفت:

مدیرکل پیشین ساختمان مرکز تربیت معلم را در اختیار دانشگاه آزاد گذاشته و آنان ضمن اشغال بخشی از ساختمان زیان های زیادی به مرکز وارد ساخته اند و حتی هزینه های آب و برق و تلفن و ...را هم باید ما بپردازیم!

من در پاسخ گفتم: از هم اکنون دیگر آنان را به مرکز راه ندهید.

پاسخ داد: آیا شما می دانید سرپرست دانشگاه آزاد شخص استاندار است؟

گفتم: هر کس می خواهد باشد!

گفت: پس کتباً به من ابلاغ کنید!

من چنین کردم و او نیز دیگر از ورود و تشکیل کلاس های دانشگاه آزاد جلوگیری کرد.

روز بعد مدیرکل امور اجتماعی استانداری که معاون سرپرست دانشگاه آزاد هم بود،نزد من آمد و مشکل نداشتن محلی مناسب برای تشکیل کلاس های دانشگاه را توضیح داد. من هم زیان های وارده بر مرکز تربیت معلم را برشمردم. نهایتاً قرار شد ما فضای خالی و مازاد بر نیاز مرکز تربیت معلم را در ازای دریافت اجاره ماهانه در اختیار دانشگاه آزاد قرار دهیم.

بدین ترتیب من توانستم جلوی زیان های وارده بر مرکز تربیت معلم را بگیرم و برای تامین هزینه های آن نیز کسب درآمد کنم! اکنون نیز با وجود این که خود اقرار دارید که ریالی از وجوه دریافت شده را نه به جیب من رفته و نه جیب هیچ کس ،باز هم دستور فرمایید از حقوق من کسر شود!

من فکر می کردم اگر روزی این کار و تدبیر من آشکار شود،متولیان کشور مرا برای تشویق و مدال دادن فرامی خوانند ،نه به اتّهام اختلاس!

آنان تایید کردندکار شما واقعاً شایستۀ تقدیر است ،ولی چه کنیم که مغایر با قانون اساسی است! به هر صورت ما ناگزیریم از طریق دادگاه پیگیری کنیم.

مدتی بعد احضاریه ای از دادگستری آن استان برایم آمد. من در تاریخ مقرر مراجعه کردم ولی ظاهراً منع تعقیب صادر کردند.

بدین وسیله دفتر یکی از قدیمی ترین اختلاس های کشور بسته شد!

#سیاهنمایی. 373  فرصت شغلی خوب!

#سیاهنمایی. 373

فرصت شغلی خوب!

گفت: مُژده! مُژده! مشکل ربا برای همیشه حل شد! دیگر بانک ها به جای وام ربوی،قرض الحسنه می دهند و اصلاً بهره نمی گیرند!

گفتم: مگر چنین چیزی ممکن است؟ حیات بانک ها به این بهره ها وابسته است. تو از کجا فهمیدی که مشکل ربا حل شد؟

گفت: رئیس شورای فقهی بانک مرکزی فرموده اند: ناظران شرعی در بانک ها مستقر می شوند.برای هر بانک یک ناظر مدِ نظر است!

گفتم: این کار چه ربطی به حل مشکل ربا دارد؟

گفت: حرام ترین کار اقتصاد،رباخواری است. اگر ناظر شرعی بانک ها نخواهد حرام ترین کار را منع کند،پس چه می خواهد بکند؟

گفتم: نمی دانم!لابد برای آنان شرح وظایفی تعریف می کنند.

گفت: راحت بگو فرصت های شغلی خوبی برای بعضی ها درست کرده اند!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟

«زار» یا «گلزار»؟!(فرگرد1793)

هر پگاه نو با یک نگاه نو

«زار» یا «گلزار»؟!(فرگرد1793)

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

انسان ها به «گاه آزمونه» دو «گونه»اند:

«گروهی مثبت می اندیشند» و «انبوهی با یک تب می پریشند»!

اینان دنیا را «زار» می بینند و آنان،«گلزار»!

اینان از «شعیب،عیب» می گیرند و آنان از «نوح،روح» !

دنیا،«جایی تنگ» است،ولی با «سیمایی رنگارنگ»!

دنیا با «عینک تار،تاریک» است و با «مِحَک بار،باریک»

اگر می خواهی دنیا را همان گونه که هست ببینی،

«هم اینک»،«عینک» را بردار.

شفیعی مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

زار: ناتوان،لاغر،ضعیف،رنجور

مِحَک: سنگی که با آن عیار طلا یا نقره را می آزمایند

بار: تحمُل سختی،مشقّت